این متن شامل اسپویـــــــــــــــــــــل ……….. ۶۰۸

هشدار… این متن شامل اسپویل کشنده ای از اپیزود ۶۰۸ می باشد، ندیده ها لطفا پایین تر نیان!!!

.

.

.

.

اپیزود ۶۰۸ دقیقا زمانی به اتمام رسید که یک انتظار مرگ آور تا آغاز نیم فصل دوم ۰۶، تازه شروع شده! اما بزارین به اتفاقات و تحلیل این اپیزود آدرنالیزه شده بپردازیم.

 

۱- “افسونِ کارول با هیولا شدن”. این اپیزود از جایی و با کسی شروع میشه که حاضرم قول بدم هیچ بیننده ای تو دنیا نمی تونست حدس بزنه، بله از “سم” پسر مرموزِ جسی!

۱

سم داره یه نقاشی میکشه اما نه یه نقاشیِ معمولی، کابوسی رو ترسیم می کنه که “کارول” وقتی سم پیله اش شده بود، توی ذهن اش کاشت- اونجا که گفت اگه به کسی بگی تو انبار اسلحه بودم، میبرمت بیرون و می بندمت به درخت! از طرفی اون سکانس با یک شات از حمله ی ارتش مورچه ها به کلوچه ای که دستپخت جسی هست به پایان میرسه، که شاید استعاره ای از حمله ی ارتش واکر ها به خونه باشه و البته از اتفاق تکان دهنده ای برای “سم”-که اونم دستپخت جسیِ!

۲

در اپیزود ۶۰۹ خبر بده. البته که صدا زدن های “سم” در پایان این اپیزود، و توهماتِ ترس آلودش شبیه اونچه برای نیکولاس اتفاق افتاد، واقعا ما رو می ترسونه که نکنه ریک یا هر کس دیگه ای از گروه رو دچار دردسر کنه و در نهایت اینکه همه اینها متاسفانه یه جورایی فرضیه یک مرگ وحشتناک در ۶۰۹ رو تقویت می کنه.

۲- سقوط شهرک با اشتباه مهندسی “رَج”. شاید اگه “رَج” شوهر “دیانا” بجای آرشیتکت مهندس عمران بود دیوار سقوط نمی کرد!

۳

همه می دونستیم که بر عکس گذاشتن تیرک های محافظ دیوارها رو به بیرون، قطعا کاری دست ساکنان خواهد داد. این واقعیت متاسفانه جامه عمل پوشید- البته که امیدواریم یکی از اصلاحاتی که “دیانا” برای شهرک در نظر گرفته بود، همین موضوع باشه. به هر حال شهرک سقوط کرد و گروه و ساکنین-که حالا دیگه باید به همشون “گروه” بگیم، رو در تنگنایی گذاشت که تا حالا و در طول سریال شاهد اش نبودیم.

۲-۱

۳- سقوط/نجات مگی!. خداییش در یک لحظه همه چیز جلوی چشمام سیاه شد و ناخودآگاه شروع کردم به دادن فحش های منشوری به کرکمن! گفتم؛ نکنه گلن زنده موند تا مگی از ما گرفته بشه!

سقوط مگی۱نجات مگی۲نجات مگی۳

اما خدا رو شکر این اتفاق نمی افته. البته که همون ۱۰ بادکنک سبز رنگ، ناجیِ مگی میشه، چرا که مرگ گلن قطعا انگیزه فرار از واکر ها رو به مگیِ شجاع ما نمی داد.

بادکنک ها

۴- کمک!. همه ما فهمیدیم که “درخواست کمک” صدایِ یوجینِ خوش شانس بود-بماند که اسپویلر ها همه جوره فاتحه ی هیجانش رو خونده بودن ولی خب!

یوجین و بی سیم

این اپیزود از همه بیشتر جای خالی دریل رو از چپ و راست تو گوش بیننده ها می زد، امیدواریم در عوض، دریل برای ۶۰۹ برامون سورپرایز چشم گیری داشته باشه!

۵- بهایِ بقا. همه در تنگنا برای حفظ جون خودشون تلاش میکنن، بله همه حتی پدر گابریل که دست به قمه میشه، اما مورگان… قول می دم تو همین متن حسابی از خجالت اش در بیام!

۶- عشق، ناجی میشه!.

جسی

جسی دقیقا در لحظه ای که منتظر کمک از غیب برای نجات ریک و همراهانش هستیم، حاضر میشه و اونا رو نجات میده و مشخصه که آموزش های لازم رو هم به نحو مقتضی از طرف “رزیتا” گرفته، همه آموزش دیدن جز یوجین!!! البته که یوجین نقش تاثیر گذار خودش رو با رسوندن پیام “کمک” به دریل و باز کردن دری که به سلولِ اون “گرگ” باز میشه، به خوبی انجام داد… اما مورگان… بگذریم!!!

۷- جغد!.

جغد

خوشبختانه همونطور که در اسطیر ایرانی و آیین زرتشت، جغد نماد خوش یمنیِ، واسه گروه ما هم همینطور بود حالا می فهمیم که ناراحتیِ جسی در فصل ۵، بخاطر خراب شدن اون مجسمه برای چه بود و البته که امیدواریم همونطور که “سم” اون مجسمه رو در اون اپیزود خراب کرد، نحسی رو به اپیزود ۶۰۹ نیاره!

۸- آرامشی که طوفان داشت!. دقایق ۷ تا ۸ رو دوباره ببینید تا چرخش دوربین و موزیک توام باهاش، بیشتر بهتون بچسبه.

طوفان ۱طوفان۲

۹- راه ورود باز است!.

گلن

گلن میبینه که واکر ها از “شرق” وارد میشن و دیوارِ “غربی” رو برای ورود اونها باز میزارن. از بخت خوش، دیوار غربی دقیقا به دیوار شرقی مشرفِ ینی جایی که مگی گرفتار شده، حداقل اش استراتژیِ گلن می تونه متفرق کردن واکرها از اون قسمت باشه که شاید علاوه بر نجات مگی، راه رو برای ورود دریل از دروازه اصلی هموار کنه-من مطمئنم که قول ریک برای ورود دریل از اونجا، به واقعیت تبدیل خواهد شد.

۱۰- Start to Finish.

start

همونطور که حدس میزدیم، “دیانا” خیلی زود جمع ما رو ترک می کنه اما اندیشه های بلند پروازانه اش رو به مگی و میشون می سپره. نقش مگی که حتما رهبری خواهد بود، اما نقش میشون؟

میراث دیانا به میشون

باید صبر کنیم تا به قول دینا خودش رو پیدا کنه! همونطور که از هر سیاستمداری توقع میره، دیانا، ریک رو مجاب میکنه تا “جواب درست” رو بگه! همینطور مدیون اش میکنه تا پسرش رو وارد گروه خودش کنه! شاید خیلی ها با من هم عقیده باشن که اگه هر وقت دیگه مثل نیم فصل دوم ۰۵، دلمون می خواست دیانا سر به تنش نباشه، تو ۶۰۸ واقعا دلمون آزرده شد از اتفاقی که براش افتاد، قطعا نقش دیانا از همه کارکتر ها در این اپیزود پر رنگ تر و در این نیم فصل مهم تر بود- چرا؟ خب معلومه با مرگ خودش جلوی مرگ ریک رو گرفت.

ndh

ولی نکته بدش واسه من این بود که جایِ اسپنسر رو حالا حالاها در VIP گذاشت! چرا که هر کی به ریک سپرده بشه به این راحتی ها حذف نمیشه! بگذریم، به یکی قول دادم کار به کار اسپنس نداشته باشم!!!

۱۱- اگه هیچ کس از این اپیزود بهره ای نبرده باشه، قطعا “کارل” استثنا خواهد بود.

کارل و ران۱

هم سقوط برج و هم اتفاقات گاراژ، به نفع اون تموم شد

گاتراژ

هر چند که فکر نمی کنم “ران” واقعا اعتقاد داشته باشه که باباش عوضیِ ماجرا بوده اما حداقل دستش رو برای کارل، ریک و حتی جسی رو کرد، این موضوع شاید در آینده به کار بیاد! این وسط نقش “ایند” از همه جالب تر بود،

گلن و ایند

از یه طرف پاتیناژ رفتن هاش روی مخ “گلن” و از طرفی با اینکه توی شهرک نیس اما مشاجره ی تینیجریِ کارل و ران بخاطر اون، جون همه رو به خطر انداخت. اینه که میگن آدم نحس، بود و نبودش منحوسه!!!

۱۲- از سکانس ریک، دیانا و جودیث هم میگذریم

تبرزین

چرا که طنز لطیف اون سکانس وسط اون آشفته بازار، همونطور که ریک به جسی میگفت؛ دیانا تو این وضعیت داره جُک میگه! واقعا در نوع خودش جالب بود- از این قسمت رد میشیم و بررسی بیشتر رو به قلم “آرش” عزیز و بخش “شوخی با سریال”، واگذار میکنیم!

۱۳- گروه باز هم پراکنده می شود. اینبار فرق اش با فصل های قبلی یا شاید مهمترین فرق اش عدم حضور برادر های ریک در کنارش باشه، هرچند که یکی شون روی دیواره اما اینبار اولویت گلن، نجات همسر باردارشِ!

گلن روی دیوارمگ

۱۴- آیا زندگیِ “مورگان” ارزشمنده؟!

زندگی مورگان

واقعیت اش تویِ چکنویس ام جلوی اسم مورگان از یه کلمه که توش “ب”، “ش” و “ع” داره استفاده کردم!!! و می خواستم به همونم بسنده کنم، اما خب از اونجا که نمی خوام به چیزی متهم بشم! باید اعتراف کنم که ایدئولوژیِ مورگان، واقعا جواب داد!!!

گرگ

بله اون “گُرگ” در جایی که می تونست ما رو داغ دارِ “کارول”، “رزیتا” و حتی “تارا” کنه، از جونشون گذشت و رفت، اما “دنیس” رو هم بُرد.

گرگ و دنیس

نگاه های تارا دنبالِ دنیس، واقعا ناراحت کننده و تاثیر گذار بود.

نگاه تارا

امیدوارم، واقعا امیدوارم مورگان دست از این جهان بینیِ سانتیمانتال برداره. این بین باید به حرکت ناشیانه واحساسیِ کارول هم اشاره کنیم که به نظر من اصلا نه جاش بود و نه لازم بود، اما نکته جالبش قرار گرفتن دو دیدگاه متضاد زیر یک سقف بود که در نهایت نشون داد حق با هیچکدومشون نبوده!

دو نظر متضاد

۱۵- “رمز بقا”! ریک، ریک و باز هم ریک. کیه که همیشه تصمیم های هوشمندانه می گیره؟

استتار

کیه که مواظب همه هست؟ کیه که از همه شجاع ترِ و جلوتر از همه وارد خطر میشه؟

شجاعت ریک

قطعا جواب معلومه. هر چند که “استراتژیِ واکریزه شدن” یا همون استفاده از امعاء و احشاء واکر ها در فصل ۱ هم استفاده شده بود اما اینبار خیلی شجاعانه تر و البته پر خطر تر انجام شد و درسته که گلن برای نجات ازش استفاده نکرد اما حالا دیگه همه می دونیم، “کرکمن” استفاده از اون رو واسه کدوم مبادا، تو پَستو گذاشته بود- شاید این همون “رمز بقا” در آینده باشه، در دنیایی که درمانی وجود نداره، همرنگ جماعت شدن ضامن بقا خواهد بود!

 

پیروز و شاد باشید.