ران و کارل دوباره در قسمت آخر نیم فصل ، فصل ششم با هم جنگیدند.همین دعوای این دو نفر باعث نفوذ واکر ها به خانه ی جسی و بر هم ریختن برنامه های ریک شد.

 

آخرین باری که دعوا بین کارل و ران در گرفت ، بعدش ران از ریک در خواست کرد که تیر اندازی بهش یاد بده.

 

در واقع دروغ گویی نوجوانان به والدینشان یک اتفاق عجیبی نیست.نوجوانان معمولا دوست دارند همه ی کارهاشون رو از پدر و مادرشون پنهان کنند.حتی یه نوجوان ممکن است راز های خودش رو با دوستانش یا همکلاسی هایش در میان بگذارد ولی با پدر و مادرش نه….!!!چون میترسد مورد سرزنش والدینش قرار بگیرد.

 

در مورد کارل مسئله متفاوت است.ران پسر جسی است.کارل ماجرای علاقه ی بین ریک و جسی را میداند.کارل درک می کند که اگر در این زمان اتفاقی که بین خودش و ران افتاد رو برای اونا توضیح میداد ، احساسات ریک و جسی را جریحه دار میکرد.

 

The-Walking-Dead-605-Carl-Grimes-and-Ron-Anderson-415x250

 

کارل بالغ است.در بهترین زمان اسلحه را از ران گرفت و او را خلع سلاح کرد و وضعیت را در دست گرفت.اونا باید فکر واکر ها را می کردند که تهدیدی برای جانشان بود.نه یک مسئله که بعدا هم می تونستن در موردش با هم بحث کنند.

 

کارل از یک اتفاق بد جلوگیری کرد.او درس های زیادی را از مزرعه و ترمینوس آموخته است.کارل آموخته است که همه بد نیستند.بسیاری از مردم بد هستند ولی نه همه ی اون ها.در کلیسا به ریک گفت:ما قوی هستیم ، ما هنوز هم میتونیم به مردم کمک کنیم.کارل قدرت را به ترس ترجیح می دهد.

 

همچنین کارل متوجه شد که هر کاری را نمی تواند تنهایی انجام دهد.زمانی که فکر میکرد پدرش از دست رفته و اون ماجرای کفش و واکر و…برایش اتفاق افتاد!!!او می داند در این زمان برای رهایی از این واکر ها همه باید با هم همکاری کنند.

 

ما تا ماه فوریه باید منتظر باشیم و ببینیم بعد از پایان ماجرای ورود واکر ها به الکساندریا ، کارل چه تصمیمی برای ریک و ران میگیرد.به نظر میرسد کارل به ریک در مورد اعتماد به ران هشدار می دهد.شاید هم راه گلن در مقابله با نیکولاس رو برای ران در پیش بگیره.

 

باید احسنت گفت به کارل به خاطر تفکرات خوب و عالی که دارد.