با گوش دادن وویس ممکنه پایان ماجرا براتون لو بره.

دانلود

ترجمه ی دیالوگ های این وویس :

 

۳۹۴ : مگی ؟
۳۹۵ : بشین روی زانوهات
۳۹۶ : خیله خب ! ما یه قایق پر گرفتیم (یعنی همشون هستن)
۳۹۷ : بزار با مرد ملاقات کنیم
۳۹۸ : ما هنوز تو شلوارمون نشاشیدیم ؟
۳۹۹ : پسر من احساس می کنم که نزدیک شدیم
۴۰۰ : آره
۴۰۱ : به زودی اینجا تبدیل به شهر توالت ها میشه ( یعنی میرینین تو خودتون ) {فک کنم اینو نگان میگه} :D
۴۰۲ : کدوم یکی از شما رئیسه ؟
۴۰۳ : اینه ؟
۴۰۴ : همینه .
۴۰۵ : سلام . تو ریکی درسته ؟
۴۰۶ : من نگانم .
۴۰۷ : من خوشحال نیستم که تو افراد منو کشتی .
۴۰۸ : همینطور وقتی که من مردمم رو فرستادم تا افرادت رو بکشه
۴۰۹ : شما دوباره مردم منو کشتین .
۴۱۰ : باحال نیست
۴۱۱ : باحال نیست
۴۱۲ : تو نمیدونی که که این کار اصلا باحال نیست
۴۱۳ : اما من فکر می کنم که شما تو مدت کمی سرعت زیادی داشتین .
۴۱۴ : بله
۴۱۵ : شما تا چند دقیقه دیگه تاسف خواهید خورد .
۴۱۶ : بله شما
۴۱۷ : میبینی ریک . هرکاری انجام دادی . مهم نیست چی
۴۱۸ : شما با نظم جهان جدید آشنا نشدین .
۴۱۹ : دنیای جدید اینه و بسیار ساده هستش .
۴۲۰ : حتی اگه شما احمق باشین ولی ممکنه خیلی خوب به کار بیاین .
۴۲۱ : می فهمین ؟
۴۲۲ : آماده این ؟
۴۲۳ : اینجوری میشه پس توجه کنین .
۴۲۴ : چیز میزاتون رو به من بدین
۴۲۵ : یا من می کشمتون .
۴۲۶ : امروز روز انتقال بود .
۴۲۷ : ما کسب درامد زیادی داریم پس تو میفهمی که من کی ام .
۴۲۸: و چه کاری می تونم بکنم .

۴۲۹ : شما الان برای من کار می کنین .
۴۳۰ : شما چیز میز دارین پس اونو به من میدین
۴۳۱ : این شغل شماست .
۴۳۲ : الان من می دونم که این ممکنه بزرگ باشه
۴۳۳ : مثل قرص آشغال خوردن می مونه
۴۳۴ : ولی می خوریش و حتما این کار رو انجام میدی !!
۴۳۵ : شما به لونه مرغ حکومت می کنین .
۴۳۶ : شما یه چیزایی می سازین .
۴۳۷ : شما فکر می کردین که امنین . من گرفتم .
۴۳۸ : ولی اینا همش حرفه !!!
۴۳۹ : شما امن نیستین .
۴۴۰ : حتی نزدیک هم نیستین .
۴۴۱ : در واقع شما میخکوبین .
۴۴۲ : و بیشتر میخکوب می مونین اگه چیزی که می خوام رو بهم ندین .
۴۴۳ : و من نصف چیز میزاتون رو می خوام .
۴۴۴ : اگه خیلیه باید انجام بدین . پیدا کنین یا بدزدین .
۴۴۵ : و حتی نباید دیر و زود بشه
۴۴۶ : این روشیه که شما الان زندگی می کنین .
۴۴۷ : و اگه بیشتر بجنگین سخت تر میشه واستون .
۴۴۸ : پس اگه کسی در رو زد
۴۴۹ : اجازه میدین وارد شیم .
۴۵۰ : ما خود دریم .
۴۵۱ : شما سعی کنین جلومون رو بگیرین ، ما اونو زمین می زنیم (درو میشکونیم )
۴۵۲ : فهمیدی ؟
۴۵۳ : چی ؟ جواب نمیدی ؟
۴۵۴ : فکر کنم شما به این راحتی نمی فهمین
۴۵۵ : بدونه اینکه الان مجازات شین ؟ اره ؟
۴۵۶ : من نمیخوام مردمت رو بکشم .
۴۵۷ : فقط می خوام که قضیه رو براتون روشن کنم .
۴۵۸ : می خوام واسم کار کنین .
۴۵۹ : اگه مرده باشین می تونین انجام بدین ؟ می تونین ؟
۴۶۰ : من که باغچه پرورش نمی دم .
۴۶۱ : اما شما مردم منو کشتین . لعنت به شماها خیلی از اونا رو .
۴۶۲ : بیشتر از اون چیزی که بشه ندید گرفتش .
۴۶۳ : و برای اونا شما باید چیزی پرداخت کنین .
۴۶۴ : خب الان
۴۶۵ : من میرم که به یکی از شما ضربه بزنم .
۴۶۶ : این لوسیله
۴۶۷ : و اون عالیه :
۴۶۸ : همه این
۴۶۹ : همه این یعنی اینکه ما یکی از شما رو انتخاب کنیم
۴۷۰ : اون افتخار کسب می کنه
۴۷۱ : من باید این کثافت رو تمیز کنم .
۴۷۲ : شما یکی از تفنگامون رو گرفتین .
۴۷۳ : آره شما خیلی از تفنگامون رو گرفتین .
۴۷۴ : کثافت . بچه ؟
۴۷۵ : روشن شد .
۴۷۶ : حداقل یکم گریه کن .
۴۷۷ : مسیح
۴۷۸ : کثیف به نظر می رسی
۴۷۹ : من باید شما رو از بدبختیتون رها کنم .

۴۸۰ : نه نه نه
۴۸۱ : واستا
۴۸۲ : بیارش تو خط
۴۸۳ : نکن
۴۸۴ : نکن
۴۸۵ : نکن
۴۸۶ : نکن
۴۸۷ : نکن

۴۸۹ : کاری رو که قبلا کردین نکنین
۴۹۰ : من به اون کثافت شلیک می کنم بدون هیچ استثنایی
۴۹۱ : امتحانش مجانیه !!! لحظه احساسی میشه
۴۹۲ : گرفتم
۴۹۳ : جالبه . نیست ؟
۴۹۴ : الان می فهمین که شما گه هم نمی دونین .
۴۹۵ : این بچته اره ؟
۴۹۶ : حتما بچته !!
۴۹۷ : فقط متوقف کن . هی
۴۹۸ : منو مجبور نکن آینده داستان رو بکشم .
۴۹۹ : برای من سادش نکن .
۵۰۰ : من یکی رو انتخاب می کنم .
۵۰۱ : همه منتظظر دستور منن .
۵۰۲ : به آسونی نمیشه تصمیم گرفت
۵۰۳ : ایده دارم
۵۰۴ : ۱۰
۵۰۵ : ۲۰
۵۰۶ : ۳۰
۵۰۷ : ۴۰
۵۰۸ : ۵۰
۵۰۹ : ۶۰
۵۱۰ : ۷۰
۵۱۱ : ۸۰
۵۱۲ : ۹۰
۵۱۳ : ۱۰۰
۵۱۴ : هرکی میگه
۵۱۵ : ۱۶
۵۱۶ : نیست
۵۱۷ : ۱۷
۵۱۸ : ۱۸
۵۱۹ :۱۹
۵۲۰ : ۲۰
۵۲۱ : کسی تکون نخوره
۵۲۲ : اگه کسی تکون بخوره چشم پسر رو می دم بخورین

۵۲۳ : و الان شروع کنیم
۵۲۴ : میتونین نفس بکشین می تونین گریه کنین
۵۲۵ : ولی شما قرار اون کار رو انجام بدین
۵۲۶ : به اون نگاه کنین
۵۲۷ : بهش مثل قهرمان نگاه کنین
۵۲۸ : ضریه