سلام دوستان.
تو این پست قصد دارم نگاهی کلی به فصل اول سریال Fear The Walking Dead داشته باشم.
البته چون در نیم نگاه های هر قسمت به طور مفصل و در خور آن قسمت به آنها پرداخته شده از زیاده گویی پرهیز میکنم و فقط به برخی نکات پرداخته میشود.
در کل گویا هر چه گذشته تعداد بیننده های رسمی این سریال کاسته شده. شاید به این دلیل که سریال اصلی انتظارات را از سریال مکمل بالا برده و زندگی متزلزل ولی همچنان کمی متمدن سریال Fear کمی برای بینندگانی که به مشتاق آشفتگی های سریال مردگان هستند کسل کننده است.
میخواهم کمی به عقب برگردم. به زمانی که تازه زمزمه های ساخت سریالی مکمل برای The Waling Dead شنیده میشد.در مصاحبه هایی که تیم سازندگان TWD داشتند همه بلا استثنا عنوان میکردند که قرار است این سریال مکمل نشان دهد که چطور زامبی ها به دنیا مسلط شده اند و زمان اتفاقات آن هم بر میگردد به زمانی که ریک گرایمز در کماست و مربوط به اوایل شروع و شیوع بیماری است. این توضیحی بود که تقریبا تمام عوامل سازنده از آن استفاده میکردند. پس میشود این توضیحات را به عنوان “کلید سوال” در نظر گرفت. حال بیایید نگاهی به سریال بیندازیم و ببینیم آیا موفق شده از چیزی که برایش تعریف شده پیروی کند؟
اگر از اول تا آخر فصل روز و شب ها را بشماریم در خوش بینانه ترین حالت این فصل حوادث نهایتا ۱۴روز را به تصویر میکشد.از زمانی که اولین زامبی را میبینیم تا زمانی که لایزا کشته میشود و همگی در حال عزیمت به ابیگیل هستند.
بگذارید ببینیم در این چند روز چه اتفاقاتی افتاد. و یک نگاه گذرا به اتفاقات هر روز و اتفاقات شاخص داشته باشیم.
مشاهده اولین زامبی و تصادف نیک_ درگیری و کشتن کلوین و رفتن تراویس به دنبال پسرش_ گیر کردن ترویس و خانواده اش در مغازه دنیل_ صبح روز بعدش رسیدن ارتش به بازمانده ها_ یک جهش ۹ روزه به بعد از ساخت منطقه حفاظت شده و معاینات ارتش و شناسایی بیمارها_ شبش انتقال بیمارها به قرارگاه قرنطینه_ اسیر کردن و شکنجه کردن اندی سربازی که دنیل او را دزدید_ شبش شناسایی استادیوم پر از زامبی و انتقال آنها به قرارگاه _ رسیدن به خانه استراندر و کشته شدن لایزا.
زمانی که نیک دوست تبدیل شده اش را دید در شهر همه چیز تازه در حال تغییر بود. تعداد گمشده ها زیاد شده بود و فیلمهایی پخش شده بود که بیشتر به شوخی شبیه بود تا واقعیتی چنین تلخ اما زندگی همچنان در بیشتر نقاط شهر روال عادی خودش را داشت.ولی در قسمت آخر تقریبا همه چیز نابود شده بود و همه افراد خارج از منطقه حفاظت شده مرده بودند. همان طور که در قسمت چهارم و از زبان کریس این توصیفات را میشنویم. ۲ روز قبل از سقوط لس آنجلس. در قسمت اول بیماری “شروع” شده ولی هنوز شیوع پیدا نکرده بود.
اما “شیوع” بیماری حداقل در لس آنجلس چه طور به تصویر کشیده شد؟ هر عاملی میتواند عامل شیوع بیماری باشد. مثلا پیرمردی که در کنار نیک بستری بود ممکن است بعد از مرگ پرستار یا دکتری که قصد احیای او را دارد آلوده کند. همانطور هم که دیدیم بیمارستان ها اولین مکان هایی بودند که توسط پلیس محاصره شدند و سیل پزشکان و پرستاران تبدیل شده بود که از بیمارستان ها بیرون می آمدند. یا کلوین ! کسی که نیک او را کشت. مشخص نشد که آیا خلاصش کردند یا اورا به همان حال رها کردند. اگر رهایش کرده باشند احتمالا او هم عاملی بوده برای خودش. یا کسانی که بی خبر از بازگشتشان بعد از مرگ برای رها شدن از این زندگی خشن مثل سوزان با قرص خودکشی میکنند. باید قبول کرد در این سریال تجمع زامبی ها در یک مکان کمی معقول تر از سریال اصلی است. باید چیزی را به شما یادآوری کنم. احتمالا همه شما فصل سوم TWD را به خاطر دارید. قسمتی که ریک به همراه میشون و کارل برای جمع آوری اسلحه به شهری که زمانی خانه ریک در آنجا بود میروند و در آنجا مورگان را میبینند. در سکانسی از این قسمت کارل تصمیم میگیرد به کافه ای که عکس یادگاری خانوادگیشان در آنجاست برود تا بتواند زمانی عکس مادرش را به خواهر نوزادش نشان دهد. و میشون هم تصمیم میگیرد که به او کمک کند. در کافه ما تعداد زیادی مرده را میبینیم که پشت میزهایشان در کافه نشسته اند و در همان حالت مرده اند. به نظر تان این معقول است؟ چه اتفاقی افتاده که مردم حتی فرصت نکرده اند از جایشان بلند شوند؟ آیا خودکشی دسته جمعی بوده؟ اما در سریال Fear حداقل تا به اینجا که از این مسائل غیر قابل هضم مطرح نبوده! پس این سریال برای شیوع بیماری هم نمره قابل قبولی میگرد.

به لحاظ سیر داستان, درست است که در یکی دو قسمت داستان کشش یا هیجان آنچنانی نداشت اما باید بدانیم سیر منطقی داستان یک چیز است و هیجان و اتفاقات جانبی که میفتد یک چیز دیگر. درست است که اتفاقات خارج و داخل کمپ هیجان غافلگیر کننده ای در یکی دو قسمت نداشت اما روند حوادث منطقی بود. مثلا اگر ارتش نمی آمد و منطقه حفاظت شده درست نمیکرد و ماناواها یک راست به کویر میرفتند غیر منطقی بود.

به شخصه وقتی صورت سوال این سریال را با چیزی که در آن اتفاق افتاد مقایسه میکنم با دل و جان نمره ۱۸ از ۲۰ را به فصل اول میدهم. زیرا نسبت به وظیفه ای که در روایت داستان داشت و هدفی که سریال اساسا بر طبق آن ساخته شده بود , بسیار خوب عمل کرد.

امیدوارم این سیر روند صعودی به خود بگیرد و در فصل دوم شاهد داستان جذاب تر و هیجانی تری از این تیم باشیم.