نورمن ریداس در حال حاضر مشغول فیلمبرداری فصل دوم مستند سریال سواری با نورمن است اما در این بین و بعد از قسمت دهم مصاحبه هایی را با ew و یاهو در مورد کارول،ملیسا مک براید،رابطه ی دریل و کارول،شیوا،ازیکیل،فاینال و … انجام داده که در ادامه می توانید بخش هایی از انها را بخوانید.

 

 

بخش هایی از مصاحبه با یاهو

 

دریل یه کمان جدید به دست گرفته که خیلی عالیه و به نظر می رسه ممکنه یک پارتنر تازه برای ضربه فنی کردن ناجیا هم پیدا کرده باشه. ریچارد یک نقشه داره و شاید نقشه ی خوبی باشه تا وقتی که دریل شروع میکنه به حس کردن اینکه اون فردی که توی کلبه است است و داره در خطر می افته کاروله.

 

نورمن:اون اجازه نمی داد این اتفاق بیافته.اون همه اش در شگفت بود که کارول کجاست،مخصوصا بعد از همه اینا. منظورم اینه،من ۵۰ بار ریچارد و زدم من نمی دونم چقدرش در نهایت کات شده اما دریل اون و ده دقیقه می زد. بنابراین بله وقتی که اون شروع به فهمیدن اینکه اون زن ممکنه کارول باشه کرد،به هیچ وجه امکان نداشت اجازه بده چنین اتفاقی بیافته.

 

تو و ملیسا مدتی با هم فیلمبرداری نداشتین، چون نیمه اول فصل همه پراکنده شده بودن،پس باید تجدید دیدار جالب و خیلی شادی آوری بین شما ستاره ها بوده باشه،نه فقط بین شخضیت ها.

 

نورمن:نیمه اول فصل برای همه مون سخت بود. ما با گروهمون نبودیم. هر روز دوستامون و نمی دیدم. می دونید شما از روز اول این سریال و با هم ساختین،و با این افراد جنگیدین، و یه چیز خیلی واقعی ای است. این شخصیت ها برای زنده موندن جنگیدن،و همچنین مشابهش بازیگرا از روز اول ، برای عالی نگهداشتن این سریال جنگیدن. همه اون لحظه ها خیلی واقعی بودن. بازیگران اصلی ای در این سریال هستن که وقتی باهاشون کار می کنم خیلی هیجانزده هستم،چون خیلی خوب میشناسمشون و اونا هم خیلی خوب من و میشناسن. اولین تمرین ما که کارول از در بیرون می اومد، چشمای هر دومون فریاد می زد(اشکمون داشت در می اومد). خنده دار بود. اونا این حس و داشتن (یه عالمه گریه) و اینطوری(واااای)! اینا همه اش برای ما خیلی واقعی بود.بنابراین خیلی خوب تونستیم اون کارا رو انجام بدیم و امیدوارم این مسیر و با هم ادامه بدیم.

 

اونها خیلی احساسی و خوشحال از دیدن هم بودن، اما وقتی دریل اول از آغوش جدا شد و صدای لرزانش وقتی از کارول پرسید چرا رفتی؟آیا از کارول یه ذره عصبانی بود خاطر اینکه رفته و نگفته کجا و چرا میره؟

 

نورمن:بیشتر شبیه بچه کوچولوییه که مادرش ترکش کرده باشه.فراتر از این چیزاست.

 

 

تجدید دیدار نشون داد رابطه ی اونها در سطح جدیدی است. خیلی از طرفداران منتظر عشق کارول و دریل هستند،اما واکنش اونها از دیدن هم،و فداکاری دریل که حقیقت رو به کارول نگفت…احساس اونها برای هم فراتر از فقط عشقه. یک چیز عمیق تره.

 

نورمن:پیچیده تر از این حرفاست و همین پیچیدگیشه که ماندگارش  کرده و به آدم می چسبه .می دونید منظورم چیه؟ خیلی عمیق تر از این حرفاست رابطه شون. (این رابطه) از ابتدا بوده،و هی فقط عمیق تر و عمیق تر و عمیق تر شده. نمی تونی این رابطه رو انکار کنی. اما حق با شماست مخصوصا در دنیایی که اونها زندگی میکنن،در پایان جهان،هیچ چیزی باقی نمونده.

 

اجتناب ناپذیره که کارول بالاخره حقیقت و می فهمه.فکر می کنی از دریل بخاطر دروغ گفتنش عصبانی میشه؟

 

نورمن:من بعد از اینکه فیلمبرداری کردیم اون صحنه رو بهش فکر کردم. این به نظرم رسید: شرط می بندم فکر می کنه، خوب می دونستم داری دروغ می گی،می تونستم بهت بگم داری دروغ می گی. من تو رو خیلی خوب می شناسم. اما فکر نمی کنم (این مساله) اون و در مقابل دریل قرار بده. فکر می کنم کارول فکر می کنه چه کار شیرینیه دریل انجام داده.میدونید چیه،نمی دونم چطور حقیقت و می فهمه فیلمنامه هنوز نوشته نشده بود و داستان و هنوز به من نگفته بودن. اما با شناختی از کارول دارم فکر می کنم (واکنشش) اینه: میتونستم بهت بگم داری دروغ میگی. دروغگوی بزرگ.

 

 

علاقه اون به شیوا همراه با اینکه کارول گفت فکر می کنه ازیکیل آدم خوبیه،به نظر میرسه قضاوت اولیه ی دریل در مورد اینکه ازیکیل ادم احمقیه که قبول نکرده با گروه ریک کار کنه فرو می نشونه. آیا این کمکش خواهد کرد که چطور میتونه نظر ازیکیل رو تغییر بده؟

 

نورمن: خوب، من فکر نمی کنم دریل و ازیکیل در چیزی با هم خوب باشن. و نمیدونم دریل به ازیکیل اعتماد داره یا نه. منظورم اینه اون دید این آدم این دلقک بازی و از خودش در اوورده. و اون بالاست ،و این کارای شکسپیر طوری رو تو دوران آخرالزمانی زامبیا انجام میده. و دریل فکر کرد که:این دیگه کیه؟ اما میدونید اگر مورگان به ازیکیل اعتماد داشته باشه و کارول بهش اعتماد داشته باشه،پس دریلم میتونه بهش اعتماد کنه. من هنوز فکر می کنم اون ببرش و می خواد،اما…هنوز نمی دونم. ازیکیل و نمی شناسم. وقتی ریک اونجا من و برای صحبت کردن با ازیکیل گذاشت و ما فهمیدیم مورگان گوشای ازیکیله. مورگانم همینطور،مورگانم همون راهی و داره میره که کارول میره،نمیخوام بجنگم!  یه راه بهتری وجود داره و دریل از اون نقطه نظر وارد نمیشه،اما اون می خواد مورگان رو هم به جنگیدن متقاعد کنه. اون باهاش مرد و مردونه حرف میزنه:تو باید یه قدم برداری! ما لازمت داریم و چیزی که فکر میکنی داری انجام می دی چیزی نیست که داری انجام میدی. من فکر می کنم اگر کارول و نیاز داشتیم،کارول حاضر بود. اون ما رو چندین بار نجات داده. اما اون روشی ازیکیل داره،دریل نمیدونه این آدم با این دم و دستگاه کیه!

 

 

همه توصیف می کنن فاینال این فصل،به طور چشم گیری متفاوت و دیوانه کننده است،تو چطور توصیف می کنی؟

 

نورمن:خیلی متفاوته.منظورم اینه ما هیچ وقت همچین فاینالی نداشتیم. میدونید که فصل چطور شروع شد و از اون تاریک تر نمی تونید ببینید.شاید جریان یه ذره تغییر میکنه. شروع از (new best friend) حس شروع دوباره ی فصل و برای ما داره. نیمه اول فصل تنها کاری که من کردم این بود که:این دیگه چه گندیه؟ چرا این مردک با لباسام دورم می چرخه. من می گفتم:این وحشتناکه و اسکات(گیمپل) می گفت:بایدم باشه! و من می گفتم:لعنت بهش… . اما احتمالا همونطور که برای ما دردناک بود برای تماشاگران هم بوده،برای اینکه مجبور بودی این قهرمانا رو دست کشیده و پایین تر از جایی بودن قبل از اینکه دوباره بلند بشن و قهرمان باشن ببینی….

 

بخش هایی از مصاحبه با ew

 

 

ما یه زمانی با تو در مورد اینکه چقدر کار کردن با اندرو لینکن بعد از مدتی جدایی عالی بوده صحبت کردیم.کار کردن دوباره با ملیسا مک براید(کارول) برای این تجدید دیدار بزرگ دریل و کارول اینجا چطور بود؟

 

نورمن:عالی بود. همه این مدت دلمون برا هم تنگ شده بود. من و اندرو دلمون برا هم تنگ شده بود اما من و ملیسا هم دلمون برای هم تنگ شده بود.خارق العاده بود. من و ملیسا وقتی فیلمبرداری نداشتیم با هم حرف می زدیم و می گفتیم:حالت چطوره؟ خیلی عجیب و غریب بود. بنابراین سخته و یک تجدید دیدار تلخ و شیرینه. ما ازش لذت بردیم اما از جدا بودن لذت نمی بریم. و این اتفاق برای خیلی هامون میافته. شخصیت های اصلی ای هستن که با هم شروع کردن.با هم گریه می کنیم. یه ذره بچه گانه است. اما قطعا ملیسا یکی از اون افراده برای من.

 

علت اینکه دریل در آخر اپیزود کینگدام رو ترک میکنه چیه؟

 

(نورمن ریداس در پاسخ به این سوال علاوه بر توضیح در مورد درگیری اش با ریچارد مطالب زیر را می گوید)

 

فقط اینکار و میکنه. میخواد اینکار و خودش انجام بده. چیزی که در مورد دریل وجود داره اینه که اون به یه گروه وفاداره. و براش سخته که همه اش پشت سر بمونه و بمونه و بمونه. به اندازه کافی اینکار و کرده…

 

می دونم یه مدتی دلت میخواست دریل تو سریال سگ داشته باشه. بذار یه چیزی بپرسم:ببر چطور؟

 

نورمن(می خندد): نمی تونید بفهمید. وقتی که اولین بار شنیدم قراره ببر بیاد،کارم این بود همه اش! می تونم لحظاتی با ببره باشم؟میشه ببره دوستم داشته باشه؟میشه با هم دوست بشیم؟خنده دار بود. اوناام گفتن: بسه…

 

پس اونا اساسا این صحنه رو برای این نوشتن که تو اذیتشون می کردی؟

 

نورمن: شاید! اگر من انتخاب خودم و داشته باشم خیلی زود ببره عشقم میشه. من و ببر با هم به سمت غروب آفتاب می ریم و  با بچه ببرا برمی گردیم.

 

اینطوری طرفداران بهتون دوتا اسم زوجی میدن مثل شریل یا دیوا!

 

نورمن:درسته! من حتی نمیتونم بگمش. مثل شیواریل؟ نمیدونم.

 

خوب،در مورد اینکه در آینده چه اتفاقی برای دریل میافته چی میتونی بگی؟

 

اون انتقام می خواد. اون در حال حاضر فقط از دید خودش همه چیز و می بینه. اون میخواد اون افراد و بکشه. اون میخواد بجنگه و با خلاص شدن از دست این آدمای بعد همه چیز و برگردونه. اون آماده رفتنه. اون میخواد خانواده رو دور هم برگردونه و براش آماده است.