در قسمت دوازدهم شاهد ساخت زندان توسط مورگان ، درست زمانی که ریک در حال قتل عام گروه نگان بود ، در الکساندریا بودیم.

 

لنی جیمز حالا راجع به زندانی که مورگان در حال ساختش بود صحبت هایی داشته :

 

“مورگان دیگه آدم نمیکشه چون توش مهارت پیدا کرده” لنی جیمز توضیح داد :”خیلی توش مهارت کسب کرده.دقیقا مثل یک معتاد به الکل میمونه.خودش میدونه که نباید چند تا کار مشخص رو انجام بده.چون اگر بازم یه لیوان دیگه بخوره برمیگرده به روزای سیاه و تاریک قبلی.ساختن یک زندان در الکساندریا دقیقا نشون دهنده ی اینه که نمیخواد آدم بکشه و در عین حال میخواد کمک کنه.مورگان مثل صلح طلب های داخل جنگه.درسته که میگه جنگ نکنید ولی وقتی ببینه مردم دارن میجنگن مطمئنا بهشون کمک میکنه و بهشون امداد و وسایل میرسونه.”جیمز ادامه داد :” وقتی مورگان میگه من جنگ رو دوست ندارم معنیش این نیست که نمیخواد از الکساندریا دفاع کنه.مورگان از تجربیات قبلیش درس گرفته و فهمیده که این شهر نیاز به یک سلول زندان داره تا اگر وقتی کسی دستگیر میشه جای مناسبی براش باشه و بقیه به خطر نیوفتن.درست مثل قضیه ی گرگ ها.مورگان معتقده که تنها چیزی که میتونه فعلا مردم رو در امان نگه داره یک سلوله.”