مردگان متحرک به سرعت به سمت ورود نگان به سریال در حال حرکت است و در این بین احتمالا مرگ های زیادی تا لحظه ی ورود نگان رخ خواهد داد.

 

مصاحبه ی تازه ای که گرگ نیکترو انجام داده ، شامل صحبت درباره ی همه ی اتفاقات قسمت دوازدهم میشه که در زیر میخوانید :

 

آیا آخر فصل با یک داستان جالب تمام میشه؟

 

“من نمیتونم به این سوال پاسخ بدم.ما هنوز کلی ماجرا داریم تا اون قسمت.ولی میتونم به شما بگم که چیزی که در تیزر قسمت پایانی می بینید مثل یه قطره ی کوچیک از یک جای بسیار تاریکه.”

 

تو این قسمت گلن کسی بود که برای اولین بار آدم کشت.استدلال شما از نوشتن اینکه این شخصیت دست هاشو به خون کثیف کنه چی بود؟

 

“به نظر من همه ی اونا مجبور هستن دست خودشونو به خون کثیف کنن.این قسمت با کارول و پخت شیرینی هاش شروع شد و بعدش با معاشقه ش با توبین ادامه یافت.او در حال تلاشه که یه زندگی جدید برای خودش بسازه و بعدش ریک رو نشان داد که به همه گفت مجبوریم اون مردم (ناجی ها) رو بکشیم و این اتفاقات بخش اول این قسمت بود.باید با روابط و احساسات و کارهایی که قبلا بشریت انجام می داد خداحافظی کرد.اوه به هر حال بعدش هم که در تاریکی شب ، کسانی که در خواب بودند رو کشتن.گلن بسیار خوش شانس بوده که در گذشته هرگز به انجام چنین اعمالی مجبور نشده بود.او یک مکالمه ی بزرگ با هیث داشت.او گفت که قبلا هرگز اینکار رو انجام نداده ولی حالا مجبور به انجام همچین کاری هستیم.اونا مجبور بودن که اینکار رو انجام بدن تا بتونن زندگی خودشونو حفظ کنن.وقتی ریک در کلیسا گفت هر کسی که با من موافق نیست بگه که راجع بهش صحبت کنیم او به همه حق رای داد و فقط مورگان بود که باهاش مخالفت کرد.بنابراین نشان از تغییر کردن گلن داره.گلن چاقو رو از دست هیث گرفت ، ولی سرنوشت هیث هم اینه که به زودی مجبوره یه انسان دیگه رو بکشه.بعدش هم که مجموعه ای از عکس ها رو ، روی دیوار می بینه که سر و اعضای بدن افراد توش متلاشی شده.این افراد از ضرب و شتم مردم و کشتن اونا با چوب بیسبال لذت میبرن و ازش عکس گرفتن و روی دیوار خودشون زدن.شاید هم گلن سرنوشت خودشو تو اون عکس ها مشاهده کرد.”

 

کارول و توبین در حال حاضر به نوعی یک رابطه رو شروع کردن.میخوام بدونم جلوتر که بریم روی دریل تاثیر میزاره؟

 

“من فکر میکنم کارول در حال تلاشه که یه زندگی عادی برای خودش بسازه.توبین یه مرد بزرگه.من تصور نمیکنم که دریل به این موضوع کاری داشته باشه.ولی در کل نمیدونم.”

 

اسکات گیمپل قبلا گفته که ممکنه ما نگان رو قبل از قسمت آخر ببینیم.بنابراین میخوام بدونم آیا این واقعیت داره؟

 

“من فکر میکنم عکس های روی دیوار توضیح مختصری راجع به نگان بود.اونا فکر کردن که نگان مرده ، چرا که یه کار خیلی خوب رو به نمایش گذاشتن و افراد نگان رو محو کردن.ولی اونا هنوز هم از نگان چیزی نمیدونن.”

 

سوال بعدی من راجع به ریک و افرادشه.بعد از خوندن کتاب های کمیک تقریبا همه با نگان و خصوصیاتش آشنایی دارن.اما شخصیت های خودمون آیا واقعا همون هایی هستن که تا حالا گفته شده؟ ریک برای مقداری غذا حاضر شد به بیرون بره و یک گروه از مردم رو بکشه.آیا ما میتونیم هنوز هم اونو یه شخصیت خوب در نظر بگیریم؟

 

“این یه سوال فوق العاده س.اگه من در یه گروه دیگه بودم و بعدش به گروه ریک می پیوستم نمیدونم چطوری باید راجع بهشون فکر میکردم.نمیدونم باید برای خودم تعیین می کردم که اونا یه گروه خوب هستن یا نه.به خصوص اگه شاهد این حمله و کشتن اون افراد می بودم.بسیار کنجکاوم که بدونم مردم چطوری ریک رو درک میکنن؟ اگه شما از دور به تماشای ریک و افرادش بپردازید ، نمیدونم که نظرتون اینه که ریک یه مرد خوبه یا نه.این افراد کارهایی رو انجام میدن که بتونن زنده بمونن.مثل هر گروه دیگه ای نیاز دارن که اینکارها رو انجام بدن.”

 

در پایان قسمت دیدیم که مگی و کارول گروگان گرفته شدن.ریک با این موضوع و اینکه کسی میتونه اونا رو ببینه و حرکاتشونو زیر نظر داشته باشه چطور کنار میاد؟

 

“در درجه ی اول فکر میکنم ریک عصبانی بشه.او از زمانی که ما به یاد داریم بسیار سعی در کنترل اوضاع داشته.جالبه که گروه ما سطح اعتماد به نفسشون بالا رفته و جسور تر شدند.حمله در شب یک حرکت جسورانه و شجاعانه است.اما گروگان گرفته شدن مگی و کارول باعث میشه که مقداری از مواضع خودشون کوتاه بیان.”