با سلام و درود فراوان خدمت همه شما دوستان عزیز و صد البته طرفداران دو سریال The Walking Dead و Fear The Walking Dead

برای اولین بار در طول تاریخ یه پست بدون مقدمه میخوام بزارم  :laugh: تمام پست زاییده ذهن محشوش بنده بوده و پیگرد قانونی دارد و اینکه کل پست دارای اسپویل از قسمت دوم میباشد.

بخش اول: شوخی با دست اندرکاران سریال: دیانا

دیانا لباس پوشیدنش من رو داغون کرده اصلا، راه رفتنش که بماند  :laugh: دستاش پرت میشن یه طرف بعدش پاهاش جلوتر از خودشن، بعشدم یه جا که وایساد سرش میره تو گردنش دستاشم شل ول میکنه اصن یه وضی :-|

دیانا ۲

دیانا

بخش دوم: شوخی با قسمت پخش شده ( قسمت دوم فصل ششم ) :

Priviselahlaoaeosiaoeli On Amc,s The Walking Dead

دادی دادی دادی داااااااادی دادادادادی ( صدای آهنگ ریزی که داره پخش میشه :-| ) دادادادی دادی هیییییییووووووووو دااداااا.

خب شروع شد و ایندی رو در ماشین وایساده و بابا و مامانش دارن دنبال یه فیوز میگردن و یهو واکر از روبرو میاد و یهو از پشت میاد و ایندی میگه مواظ… داره گریه میکنه :-| یه واکر هم داره مامانشو میخوره فکر کنم، خلاصه داره راه میره یکم صدا میشنوه، بعدش فرار میکنه :-| پشت یه تابلو قایم شده رو زمین نوشت JSS و منم این کلمه رو رمز گشایی کردم خیلی مخم میدونم.

Jss=Just Sosis Sorkhkarde

گشنم شد :-| خلاصه داره میره رسید به یه ماشین یه واکرم خوابه بیدارش کرد و زد تو سر… تو ماشین نشسته، باز نوشت Jss.

عه لاکپشت :inlove: چه باحاله لاکپشته  :laugh: راه رفتنش، اوه اوه واکرا نخورنش که نه نمیخورنش ایندی رسید، :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| بزززززززززززززز خررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر چرا میخورییییییششششششش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

جیغ به سمت چپ

aaaaa

حالا به راست

شکست عشقی خوردم در واقع ایندی خوردش :-| آخه چرا لاکپشت رو میخوری؟؟؟؟؟ زهر مار و Jss :-| اه اه اهه، رسید به الکساندریا و رفت تو دختره ایندیه فلان فلان شده :-|

دوری دوری دوری دوریداری و خلاصه رههههههههههه

عه کارول رنگی رو ندیده بودیم، سوپ کرفس میخواد درست کنه، خلاصه رفت که بره خونه سم رو دید دم خونه نشسته رو صندلی، دلداری دادن کارول از پهنا تو حلق ایندی :-|

به به خانوم ریک رو میبینیم که صدای ران میزنه همینجا اینو نگه داریم من یه چیزی توضیح بدم راجبه ران.

خب اسم پسر جس ران، بعدش تو انگلیسی بگی ران یعنی فرار کن :-|

اونوقت فکر کن وسط درگیری ران حواسش نی بعدش جس بگه راااااااااان

ران: بله؟

جس: نههههههههه راااااااااااان

ران: ها؟؟؟

و ران رو خوردن :-|

حالا برعکس این قضیه، جس میخواد به ران بگه از خونه نرو بیرون پر زامبی، ران جلوش وایساده میخواد بهش بگه.

جس: ران

ران فرار کرد رفت بیرون و زامبیا خوردنش :-|

خلاصه میگفتم جس صدای ران زد و خلاصه یکم راجب مو کوتاه کردن حرف زدن و اینا و ران گفت ریک خطرناکه، جس گفت ریک دوستمه دیدیری دیری دری دیری دیریدیری، مامان مگی هم بیرونه با دیانا دارن راجب کاشتن سبزیجات حرف میزنن و اینا، یوجین و تارا رفتن تو مطب دکتر فکر کنم یه چیزی تو همین مایه ها، وااااااااااای من عاشق یوجینم  :rotfl: یوجین داره در مورد کلیسا و این چیزا حرف میزنه فلسفی هم داره حرف میزنه.

یوجین: مهم استفاده درست از هر چیزیه، با توجه به متراژش بزرگترین ساختمون اینجاست، ولی تبدیلش کردیم به یه کلیسای به درد نخور، نیمکت هاش رو بیاریم بیرون میتونه بشه کتابخونه، یا نمایشگاه ماشین ( :-| ) یا حتی یه کلوپ بازی، کلی پول میشه ازش در اورد ( :-| :-| :-| :-| :-| :-| ) میشه توش مسابقه مشت زنی برگزار کنیم ( :-| )

تارا: خب شاید کلیسا رو یه کاری بکنیم، ولی همه شو توی یه روز نمیشه انجام داد، استفاده درست از هر چیزی…

دنیس: استفاده درست از هر چیزی، فقط همینشو فهمیدم، هرچی قبل از اون گفتی رو نفهمیدم.

یوجین: با توجه به متراژش… ( وااااااااااااااای دمت گرم از اول میخواست توضیح بده  :rotfl: )

دنیس فهمید الآن باز شروع میکنه الکی گفت شوخی کردم :-| وااااااای یوجین  :rotfl: دنیس داره میگه من روانشناسم دکتر واقعی نیستم و اینا.

یوجین: از پسش بر میای؟ :-|

تارا بهش گفت خفه خون بگیر، خلاصه تارا نشست که دنیس بیاد معاینش کنه و دنیس به تارا گفت مطمعن باش با توجه به سردردت و اینا نمیتونم کاری کنم بمیری پس خیالت راحت باشه.

یوجین: البته اگه توموری چیزی داشته باشه و تو نفهمیده باشی، امکانش هست بمیره. :rotfl: :rotfl:  :rotfl:

کارل چقدر بزرگ شده، جودیثو  :laugh: کارل ایندی و ران رو دید یکم دپرس شد و کشیش گابی اومد به کارل گفت یادم بده و اینا و کارل گفت ساعت سه بیا، کارول هم نمیدونم چیه گذاشت تو فر تا درست شه منم گشنمه :-| رفت لب پنجره دید زنه داره سیگار میکشه، یهو یکی از پشت اومد با شمشیر زد تو کمرش زنه افتاد زمین و با شمشیر زد تو سرش :-| ریچارد آتیش گرفت از بالا دیوار افتاد پایین و یکی مثل میمون از دیوار رفت بالا و رفت تو، جس میخواد بره دنبال ران سم نمیذاره :-| یکی اومد تو خونه دو تایی رفتن تو کمد قایم شدن، اووووووووف کارل هم M4 فکر کنم دستشه، یکی میخواد بیاد تو و ایندیه خر اه اه، خلاصه نشستن مواظب جودیث باشن، یکی دیگه از زن ها هم مرد، تک تیراندازشون هم که هیچی بارش نی :-| اوووه تریلی داره میاد سمت دیوار و بوم خورد تو دیوار و بوووووووووووق عههه صدا بوق از اینجا بوده :-| خلاصه مجروحا رو بردن مطب، یارو پسر دیانا هم رفت اون یارو راننده تریلی که واکر شده رو بکشه که مورگان رسید زودتر و زدش، حالا مورگان هرچی داره باهاش حرف میزنه.

پسر دیانا: :-|

مورگان با چوبش رفت داخل و اووووووف یه یارو با تبر داخله و درگیری شیکی بین مورگان و یارو تبری میخوایم ببینیم عجب دعوایی بشه اوف، یارو اومد حمله کنه یکی اومد با چاقو رفت تو شکمش :-| دیدیم کارول آخه بشر بز یه دعوای شیک و دیدنی رو خراب کردی اه، مورگان هم میگه خودم میتونستم، خلاصه دیانا پسرش که اسمش اسپنسر رو دید، دیانا رو سوار تریلی کردن کنارش هم واکر :-|

اوه اوه
اوه اوه

خلاصه دنیس میترسه عمل کنه یکی رو بعدش راضی میشه و اینا، ران پشت درخت قایم شده، یهو یکی از اونا میبینتش و ران ران :-| چه فراری داره میکنه ران یهو یارو افتاد زمین پاش تیر خورده، کارل زدتش، یارو میگه منو نکش خواهش میکنم :-| اومد تفنگ رو از کارل بگیره کارل هم زدش، کارل به ران گفت بیا تو ران گفت نه و اینجا یکی از اونجا هاییه که ران با ران قاطی میشه، کارل گفت ران ( اسم ) ولی ران فرار کرد :-| خلاصه ران رفت خونه صدا مامانش زد و یارو رفت پایین ببینه کی اومده و جس هم اومد بیرون رفت پایین، به ران گفت ران بیرون وایسا، ران قاطی کرد اینجا، که فرار کنه ولی وایسه یعنی چی :-| خلاصه زنه از پشت جس رو گرفت و تیر جس خطا رفت و تفنگ از دستش پرت شد و زنه جس رو کوبید به دیوار، جس افتاد، بلند شد :-| چاقو برداشت زنه هم راحت کلت رو برداشت همین که چرخید جس با چاقو رفت تو سینه زنه همینجور زد با جیغ، عااااااااااااااا غیژ عاااااااااااااا قیرچ عااااااااااا قیچ :-|

ران

آخرش هم طی یه حرکت محیرالوقوعانه ای با قیچی رفت تو سرش، خدا به ریک رحم کنه :-| کارول و مورگان هم دارن میرن سمت اسلحه خونه، یکی گابی رو گرفت مورگان رفت کمک گابی، کارول رسید به دو تاشون به کارول گفتن هی ایفید تفنگ از کجا گیر اوردی؟

کارول: ته ته :-|

ته، تیراش تموم شد و فرار، موری گابی رو نجات داد، کارول زودتر رسید به اسلحه ها، ته یه تیر زد تو شکم زنه و خونش پاچید رو دوربین، اون یکی اومد در بره سه تا تیر زد تو کمرش ولی بازم در رفت :-|در کمد باز کرد یکی از زنا داخلش بود، کارول بهش یاد داد چجوری از تفنگ استفاده کنه و مورگی و گابی رو میبینیم دارن یارو رو دستشو میبندن :-|

گابی: چطور یاد گرفتی اینکار رو بکنی؟

مورگان: از یه پنیر ساز :-|

ها؟؟
ها؟؟

مورگان رو مخمه ها هیچکیو نمیکشه :-| یارو بیدار شد یکم چرت وپرت گفت و ته کارول اومد با تیر زد تو سرش دمش گرم  :laugh: به گابی و مورگان کلت داد ، کارول به مگی هم کلت داد، مورگان کلتشو داد به گابی.

گابی ۰۰۷
گابی ۰۰۷

ارون و رزیتا هم رفتن دو تا رو کشتن، یه یارو داشت یکی رو شقه شقه میکرد که کارول اومد در همون حال یه تیر خوابوند پس کلش، مورگان هم رسید به یه گله و ازشون خواهش کرد برن و بهشون گفت اینا تفنگ دارن شما ندارین و دو سه تاشون رو زد و اونا هم فرار کردن :-| کارول هم نشسته، ارون هم کوله پشتیشو دید، دنیس هم نتونست نجات بده دختره رو، رزیتا و اسپنسر هم معلومه یه رابطه رو میخوان شروع کنن، کارل دید انید نیست و بهتر که نیست خداروشکر که نیست و یه یادداشت براش گذاشته بود فقط، صدای زنگ اومد و اون کیک بود غذا بود چی بود درست شد :-| قبل درگیری گذاشتش تو فر بعد درگیری درست شد، مورگان هم یه واکر رو کشت، رفت تو یه خونه یه یارو اومد بزنتش درگیری شد و اینا عه این همونه که فصل پنجم مورگان نکشتش :-| یارو افتاده بود مورگان گفت ببخشید و شپلق :-| مورگان و کارول مثل اصلیا از کنار هم رد شدن و این قسمت تمام.

بخش سوم: دیالوگ، سکانس و عکس هفته:

عکس هفته:

من زن میخوام

دیالوگ هفته: والا این قسمت همش درگیری بود تا دیالوگ ولی بهترین دیالوگ هفته از دهن کسی خارج نشد و همون نوشته انید.

انید: هرطور شده زنده بمون.

سکانس هفته:

همه درگیریا خفن بودن :-D

 

هنوز چهارشنبست :laugh: امیدوارم خوشتون اومده باشه، جیباتون پر پول، لباتون خندون، قنداتون تو قندون :-| نتتون نامحدود، در پناه حق.