با سلام و درود فراوان خدمت همه شما دوستان عزیز و مخصوصا طرفداران دو سریال The Walking Dead و Fear The Walking Dead.

دقت کردین از وقتی گفتم چهارشنبه ها شوخی میاد رو سایت فقط یه بار چهارشنبه شوخی رو گذاشتم بعد از اون حرفم :-| دلیل این تاخیر هم اضافه کردن بخش های جدید به شوخی بوده پس این قسمت رو از دست ندین :-D.

بخش یک: کلیپی طنز از قسمت چهارم:

لینک مستقیم

یعنی قشنگ این کلیپ در مورد کساییه که نمودن مارو :laugh:

بخش دوم: شوخی با دست اندرکاران سریال:

هیچکی جدید هم نشون نمیدن سوژه کنیم خو اخی :-|

بخش سه: شوخی با قسمت پخش شده قسمت چهارم فصل ششم:

خب یک ساعت و چهار دقیقه باید مورگان رو تحمل کنیم :-| هم اکنون مورگان میاد یه حرف های قلمبه سلمبه میزنه با کی داره حرف میزنه معلوم نی، گــــــــــــــــــــذشـــــــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــه ( مثل اصلیا ) کلیر، یاد کالاف افتادم، یاد شامپو هم افتادم :-| خل شده بچمون، بچمون که نه نره غولیه برا خودش، داره با خودش حرف میزنه که فانوس افتاد، اینم داره به حرفش ادامه میده، آتیش گرفت رفت :-| و دوری دوری دوری دوریداری ( تا تیتراژه بگم حدیث داریم که میگه قسمتی که از واکینگ دد که در آن ریک، دریل، گلن، مگی، کارول، کارل نباشند قسمت نیست برگ چغندر است ) رههههههههه.

تفنگشو :-| کلاهشو :-| لباسشو :-| کلاهشو در اورد یه ماسک زده، یه واکر داره میاد و ژپلسک، خلاصه یه سه چهار تایی واکر زد نفله کرد، همه رو برد یه جا روی هم ریخت شب که شد آتیش زد :-| بز واکرا رو میکشونی سمت خودت، خلاصه دو تا واکر اومد زد نفلشون کرد و اوپس :-| یه واکر صاف از تو آتیش اومد آتیش هم گرفته، خلاصه صبح شد، یه واکر هم تلو تلو خوران داره میاد و با خودش داره میخونه امشب که مست مستم دل میرود ز دس… مورگان پوکوندش :-| قیافه واکره رو نگاه.

واکر

اینجا تو اوج بود بدبخت

واکر ۲

مورگان از تو برق کشیدش :-|

خلاصه برا خودش داره شراب درست میکنه فکر کنم :-| تو جنگل فهمید دو نفر دنبالشن، رفت پشت یه درخت قایم شد، قایم شده با چوب تو دستش حتما میخواد بزنه تو سرشون بیهوششون کنه بعدش بره، با تیزیه چوب زد تو گلو یکیشون :-| :-| :-| :-| :-| بعدش رفت اون یکی که داشت التماس میکرد رو خفه کرد :-| :-| آخه اینی که جلو چشش گرگ ها داشتن یکی رو تیکه تیکه میکردن نکشت این دو تا رو کشت :-|

بوس

یه بوس بده به عمو :-*

داره خفه میکنه همینجور و الآنه که دماغش بترکه :-|

دماغ

خلاصه داره رو درخت حرف A رو حک میکنه، خلاصه رو سنگ ها چرت و پرت نوشته :-| رفت تو جنگل داره با خودش حرف میزنه با هوا داره میجنگه :-| چیکار داره میکنه بز، عه بز، بز؟؟ :-| :-| مورگی رفت طرف صدا و از رو یه چیزی رد شد و یه کلبه دید و واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای بز :inlove: واااااااااااااااااااااااااااااااااااای هیجانم زد بالا بز :inlove:

بز

وای نمیتونم بنویسم، اخی مورگان رو نشون دادن بز رو نشون بدین، مورگان پرید تو، بز رو نکشه :-| :-| :-| داره نزدیک بز میشه نزدیکش بشی از همینجا میکوبم میام آمریکا یه جفت پا میام تو چشت و برمیگردم :-| به جان خودم، اوه اوه طنابی که به بز وصله رو گرفت که یکی گفت از بز فاصله بگیر هرکی هستی دمت گرم.

قیافه

قیافه رو :-|

خلاصه یارو داره میگه تفنگتو بزار کنار، موری گوش نمیده، با تفنگ دور کلبه داشت میرفت یهو برگشت و یهو یه چوب خورد پس کلش، متاسفم و ژپلسک با چوب اومد تو سر مورگان از اینا بگذریم زانو بند مورگان دقیقا برای چیه؟؟ :-|

لباس

چه لباس شیکی

عجب

با توجه به عکس بالا:

۱-من جای مورگان بودم اینو نمیخوردم :-|

۲-این صابونه؟ :-|

۳-این برای همون چیزیه که فکرشو میکنم؟ :-|

خلاصه یارو اومد به مورگان گفت اسمت چیه؟

مورگان: من رو بکش

حال کردم یارو گفت عجب اسم مزخرفی داری، اینجوری خیلی میشه رفت رو مخ طرف :-| تجربه کردم که میگم، یارو رفت یه کتاب انداخت براش و اسمش هم ایستمن، یه واکر اومد صداش اومد یعنی این بشر هم رفت واکر رو نفله کرد، شب شده بز رو اورد تو دمت گرم.

مورگان: ۱۶ ساعت روی زمین، میدونی یعنی چی؟

بطور حرفه ای من این جملشو به زیر میکروسکوپ نقدم بردم :-| مورگان در این جمله به طرز کاملا محسوسی داره راجب ما حرف میزنه، که ۱۶ ساعت یه ریز بکوب بیداریم پا کامپیوتر و فیلم و بازی و سریال و اینترنت و اینا فقط ۸ ساعت میخوابیم، در واقع این جمله مورگان نشان از معتاد بودن او به اینترنت داره چرا که از وقتی که واکر ها حمله کردن حال و روز خوشی نداره و خل و چل شده، دوستان بترسید از زمانی که واکر ها حمله کنند و از بی نتی مانند مورگان بشویم.

خلاصه یکم گذشت و ایستمن داره پنیر درست میکنه، عه عه عه عه پنیر سازه این بود، یه پنیر درست کرد یکم خورد گفت عاااااااااه، سرش رو اورد پایین جوری که بالای سرش طرف ما بود، کور شدم :-| هیچی نمیبینم، چه برقی میزنه سرش، خب بشر رفته بیرون داره تمرین میکنه و اینا مورگان هم داره نگاهش میکنه، ایستمن داره خیار سبز فکر کنم تیکه تیکه میکنه و میگه من روانپزشک جنایی ام و من سر براق ترین مرد جهانم :-| خلاصه یکم از خودش گفت و شب شد و صبح شد :-| مورگان به زیپ داشت تخته میکند که ایستمن رو بکشه :-| که ایستمن رسید یکم خیلی با هم حرف زدن و اینا.

ایستمن: اون در بازه

مورگان: :-| :-|

ایستمن: چند روز پیش کلیدش رو انداختم توی رودخونه.

یعنی مورگان دو سه روز تو یه سلولی بود که درش باز بود :-| یعنی مورگان یه دست به در سلول نزده :-| اومد بیرون و یهو حمله ور شد سمت ایست، ای جانم بزی داره علف میخوره :inlove:

خلاصه مورگان حمله کرد به ایست و ایست یکم زدش و روبرو هم وایسادن، مورگان نگاه راست کرد و از اون چیز تیزا دید :-|

تو روح عمت

رفت برش داره ایست گفت ایست :-| مورگان داشت خفش میکرد که ایست جاشو با مورگان عوض کرد و حالا ایست داشت خفش میکرد که خفش نکرد و اومد با چوب بزنه تو سرش که مورگان گفت منو بکش اینم نکشتش :-| مورگان رفت تو سلول در رو بست و نشست، ایست در رو باز کرد، مورگان با پاش محکم در رو بست روانیا :-|

خلاصه یکم خیلی حرف زدن با هم، خلاصه سوژه مناسبی گیر نیومده هنوز :-| بفرما بستنی.

خلاصه ایست رفت بیرون دنبال یه چیزایی بگرده به مورگان گفت مواظب تابیتا یا تابیثا ( بز ) باش، اوه اوه دست چه کسی هم گذاشت تابیتا رو، مورگان صفحه اول کتاب رو خوند، نشسته بود صدا واکر اومد، اوه اوه :-| هنوز نشسته :-| پاشو نه، هششش پاشو الآن تابیتا رو میخورن، هوی صدا فکر کنم تابیتا رو خوردن :cry: من برم آمریکا که نه بلند شد از جاش رفت بیرون، دو تا واکر یکیشون رو انداخت با اون یکی داره تانگو میرقصه :-|

تانگو

خلاصه دو تا واکرا رو نفله کرد و تابیتا رو هم برد تو کلبه، واکرا رو داشت میبرد که رسید به یه جایی شبیه قبرستون داره قبر میکنه که ایست رسید و حرف زدن با هم.

خلاصه ایست میخواد به مورگان آیکیدو عه چیه یاد بده.

مهماندار

مهماندار ۲

مورگان نشسته رو مبل، نمیدونم چیه میزنه تو خردل فکر کنم میندازه برا تابیتا :-| خلاصه یکم دیگه تمرین کردن، سر میز شام خیلی حرف زدن، فرداش رفتن اونجایی که مورگان واکرا رو آتیش میزد همونجا تمرین کردن و یه واکر اومد و مورگان رفت بزنتش که دید همون پسرست که خفش کرده بود، داشت نزدیکش میشد که ایست اومد مورگان رو دور کرد و واکر کمرشو گاز گرفت :-| خلا با هم دارن دعوا میکنن، مورگان رفت یه واکر خوجل رو نفله کرد و یه دختر و پسر رو نجات داد، وحش میخواد حمله کنه بهشون :-| که حمله نکرد، برگشت کلبه و وااااااااااااااااااای :cry: تابیتا رو خوردن یعنی داشت میخوردش :cry: قبرستون یکم با هم حرف زدن و اومدن کلبه و بازم حرف زدن :-|

خنده

خندت تو حلق مورگان

خلاصه ایستمن رو هم خلاص کرد، همون اول کار ایستمن مورگان رو میکشت الآن زنده بودا :-| مورگان رسید به یه راه آهن یه تابلو دید لبخند زد و رفت نکنه ترمینوس، عه آره خود ترمینوسه :-|

خلاصه برگشتیم به زمان حال، بدجور میخوام بببنم با کی داره حرف میزنه :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-|و …

گرگ

یعنی کل این قسمت رو داشت به این خر تعریف میکرد :-| اوه اوه تازه گازش هم گرفتن یارو رو :-| یعنی اینقدر تعریف کرد به یه احمقی که اصلا به حرفش گوش نکرده و میگه اگه فرار کنم بازم آدم میکشم، گازش هم گرفتن :-| خل و چل هم هست :-| :-| من دیگه حرفی ندارم :-| مورگان اومد بیرون و صداییکی اومد که داره میگه در رو باز کنین و تمام.

بخش چهارم: دیالوگ، سکانس و عکس هفته:

دیالوگ هفته:

بعععععععععععع ( تابیتا )

سکانس هفته:

علف خوردن تابیتا

عکس هفته:

عکس هفته

من و تابیتا جون

 

یه مورچه گازم گرفت :-| منم زدم قشنگ به ۱۲ قسمت نامساوی تقسیمش کردم :-| یعنی قشنگ کل این قسمت رو با این حرکتم بردم زیر سوال :-|

 

بخش پنجم: جوک های واکینگ ددی:

آقای دکتر روده ام تیر میکشه

 

 

گلن رفته دکتر :-|

***

میگن آبراهام یه نقاب زده با کلت اسباب بازی اومده ریک رو بترسونه :-D

 

فردا تشییع جنازشه :-|

 

بخش ششم: مصاحبه با نویسندگان سایت: Mozhdeh_6829

-سلام

مژده: سلام به شما

-خودت رو معرفی کن دوستان بهتر آشنا بشن.

مژده: مژده ناظمی هستم، لیسانس مهندسی زمین شناسی، ساکن تهران.

-به به، درسته که میگن سن دخترا رو نباید پرسید؟

مژده: بستگی به طرف داره، من چون خوب موندم مهم نیست سنمو بپرسن :razzmad:

-خب چند سالته؟

مژده: من متولد ۲۹ آبان ۱۳۶۷ هستم، چند روز مونده تا بشه ۲۶ سالم

-بهههه منم ۳۰ آبانم

مژده: اشتباه شد ۶۸ :silly:

-۶۸ یا ۶۷؟

مژده: ۶۸

-مهم نیته

مژده: به به پرچم آبانیا بالاست

-بله پ چی، از کی سریال رو دنبال میکنی؟

مژده: از دو سال پیش، موقعی که من شروع کردم تازه فصل چهارم تموم شده بود.

-آهااااااااااا، یادمه تو نظرات طومار مینوشتی :-D

مژده: آره اون موقع تریبون مستقل نداشتم حیفمم میومد نکته ها رو نگم :-D

-از کی تمایل به نویسندگی پیدا کردی؟ فکر کنم ما اومدیم گفتیم نویسنده شو درسته؟

مژده: بله، وینچستر پیغامو به من دادن، گفتن مدیر سایت خواستن که اگه تمایل دارم نویسنده سایت بشم برای نقد هر قسمت، از اول تابستون شروع شد اما بطور جدی با Fear TWD شروع شد.

-از کدوم فصل واکینگ دد بیشتر از بقیه خوشت اومده و میاد؟ در واقع همون کدوم قصل رو بیشتر دوست داری؟

مژده: خیلی سوال سختیه، همشونو واقعا دوست دارم کلا سریال رو با عشق دنبال کردم، اما به نظرم زندان توی این دنیای زامبی زده مثل بهشت بود.

-آره واقعا حیف خراب شد، کدوم شخصیت مرد رو بیشتر از همه دوست داری؟

مژده: قطعا ریک! بالاخره اون بوده که این گروهو تا اینجا اورده، ولی خب دریل و گلنم خیلی برام عزیزن

-هرچی شخصیت مرد بود گفتی که

مژده: مرل و هرشل و فرماندار و اینا هم بودن دیگه، ولی واقعا سخته انتخاب، اگه بخوام قطعا یکیو انتخاب کنم اون ریکه!

-آها به به، کدوم یکی از شخصیت های زن رو بیشتر دوست داری؟

مژده: کارول، The one and only عاشقشم :inlove:

-بع بع، چرا صدا بز دادم :-|

مژده: :rotfl:  :rotfl:

-به به* فصل ۶ تا اینجا چطور بوده به نظرت؟ تونسته قوی نشون بده؟

مژده: صد در صد، شروع طوفانی، نشون دادن ثانیه به ثانیه اتفاقات، فیلمنامه قوی تر، بازی های قوی تر از هیمشه، با اتفاق قسمت سومم که کولاک کرد، امیدوارم همین فرمونو تا آخر فصل بره.

-ولی مثل اینکه قسمت چهارم چپ کرد :-|

مژده: چپ نکرد، بالاخره لازم بود که ما از مورگان بعد از آخرین دیدارش با ریک مطلع بشیم به خصوص که مورگان کلا شخصیتش عوض شده، ولی اینکه این قسمت بعد از اتفاق گلن پخش بشه عمل موذیانه کارگردانه.

-آره، گفتی گلن، نظرت راجب گلن چیه؟ بنظرت زندست یا مرده؟

مژده: هرچی بیشتر میگذره بیشتر مطمعن میشم که زنده اس، با مرور شواهد و قرائن، نگرانی من زنده بودنش نیست، نگرانیم اینه که چجوری از یه کوچه پر زامبی میخواد بیاد بیرون، احتیاج به یه معجزه بزرگ داره.

-بعضیا میگن گلن زنده باشه فیلم هندی میشه و مسخره میشه و اینا نظرت راجب این نظرات چیه؟

مژده: خب اگه ما کاملا مطمعن میشدیم که مرده و میدیدیم که آلوده شده و بعد یهو عی مجی میشد و یعد یهو از ناکجا آباد درمان پیدا میشد مسخره میشد، اما ما واقعا مطمعن نیستم چی گذشته، در ضمن همه ما تجربه اینو داشتیم که در عین ناباوری شانس بیاریم، چیز عجیبیه که گلن شانس بیاره به نظرت؟ ;-)

-نه، فصل قبل هم نیکلاس یه تیر زد تو شونه گلن و ۲ تا زامبی افتادن رو گلن سومی هم داشت میومد ولی نجات پیدا کرد

مژده: خب دیگه، گلن مرد روزای سخته

-بله بله، یه نکته اینکه اسم گلن تو تیتراژ هم نیست دیگه

مژده: کاملا مشخصه بازی عوامل سازنده با اعصاب مخاطبه :-| البته این نظر منه.

-این که کارشونه، با مرگ کدوم شخصیت خیلی ناراحت شدی؟

مژده: بث، واقعا ناراحت شدم و کلییییی ( دقیقا همینقدر ی داره :-D ) گریه کردم، ولی اولین بار نبود.

-اولین بار نبود؟ دیگه برا کدوم شخصیت خیلی ناراحت شدی؟

مژده: لوری، مرگ خیل سخت و مطلومانه ای داشت، اولین بار سر مرگ لوری گریه کردم تو این سریال بعد بث

-آها، از کدوم شخصیت بدت میاد یا متنفری؟

مژده: اد، شوهر کارول، مرد بی منطق و رو اعصابی بود، از مرگش نه تنها ناراحت نشدم بلکه خوشحالم شدم.، با اینکه کم بود تو سریال ولی همونم خیلی اعصاب خورد کن بود.

-یکم آیکیدو کار کن :-|

مژده: :rotfl:  :rotfl:  :rotfl:

– :rotfl: ، از واکینگ دد بکشیم بیرون نظرت راجب فیر چیه!؟

مژده: فیر سریال خوبی بود، ولی عالی نبود، انتظارم ازش بیشتر بود، فکر میکردم واقعا بترکونه، اما فقط نمره قبولی میگیره با تک ماده، امیدوارم فصل بعدی یا فصلای بعدی پیشرفت کنه.

-فکر کنم فیر چون با واکینگ دد مقایسه میشه اینقدر انتظارات ازش زیاد بود، درسته؟

مژده: آره خب تا حدی تاثیر داره رو قضاوت مخاطب، فکر میکنم اینکه فقط ۶ قسمت بود باعث شد تا اونطور که باید به جزئیات پرداخته نشه، واکینگ ددو این جزئیاتشه که شاخصش کرده، برای فیر این شاخصه وجود نداشت، مجبور بودن تو ۶ قسمت همه چیو نشون بدن، از یه زندگی گل و بلبل بپرن وسط آخرالزمان

-آره موافقم قسمتاش کم بود، به بازیگرای فیر چه نمره ای میدی؟ با اینکه بعضیاشون تجربه زیادی نداشتن تو زمینه بازیگری.

مژده: به مجموعه بازیگرا یا بازیشون؟

-بازیشون

مژده: از ۱۰ بهشون ۶ میدم، اونم بازی “نیک” باعث میشه بهشون ۴ ندم :-D

-چطور؟

مژده: به نظرم بازی اکثرشون تا قسمت آخر یه کم خام بود و تازه تو قسمت آخر دستشون اومد چی به چیه! اما نیک از همون قسمت اول خوب و مقبول کاراکترشو ارائه داد.

-آره نیک محبوب ترین شخصیت هم شد فکر کنم

مژده: نمیدونستم ولی خوشحالم اینطور شد

-یه چیزی یادم اومد، گفتی از اد شوهر کارول متنفر بودی، از نیکلاس متنفر نیستی؟

مژده: نه، بیشتر دلم براش میسوزه، فکر میکنم از اول تو بد موقعیتی بود، آدم این دنیای آخرالزمانی نبود، تو بد پستی گیر کرده بود و درباره خودکشیش، فکر میکنم خیلیا تو موقعیت اون همینکار رو میکردن، خودشو باخته بود، جتی میتونم بگم از مرگش یکمم ناراحت شدم.

-یکم؟

مژده: یکم یه کوچولو :-D بالاخره گلنو تو بد دردسری انداخت.

-آها، از کی با سایت آشنا شدی؟

مژده: برای دانلود قسمت اول فصل پنجم تو گوگل سرچ کردم اولین پیشنهادش سایت Twdfansir بود، دیگه سیوش ( save ) کردم و تا الآنم در خدمت شما هستیم :-D

-چه جلب، مرسی گوگل

مژده: واقعا مرسی گوگل

-از اونجایی که خیلی فضولم غذای مورد علاقت چیه؟

مژده: لازانیا

-غذایی که متنفری ازش؟

مژده: هرچیزی که با کدو و بادمجون درست میشه

-لایک :yes:

مژده: کلا مزه بی خودی دارن این دو تا

-باز هم لایک :yes: ، درسته که میگن از دخترا نباید وزنشونو پرسید؟

مژده: بله کاملا درسته

-خب وزنت چقدره؟

مژده: :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-| :-|

-:-|:-| بله بله

مژده: هرگز پاسخش را نخواهی شنید :-| :-|

-احسنت احسنت، قد چی؟

مژده: یک متر و ۶۰ سانت، کاملا متوسط :-|

-بلی بلی، نمیدونم کدوم آدمی میگه من فضولم، چه میوه ای دوست داری؟

مژده: سیب

-از سیب بدم میاد :-|

مژده: سلیقه ایه به هر حال

-نه نیست سیب بده اخه جیزه

مژده: بیچاره سیبا الآن این شکلین :-|

-حقشونه :-| بزرگترین آرزوت چیه؟

مژده: بزرگترین آرزوم همیشه این بوده که هنرپیشه بشم ولی نشد :-(

-میشه، هیچوقت ناامید نشو، منم دوست داشتم مردم رو تا جایی که میشه بخندونم که اگه یه روز الکی از بی حوصلگی هارد رو برنمیداشتم واکینگ دد رو نمیدیدم خوشم نمیومد و یه روز الکی الکی تو فروم یه سایت نمیرفتم و امضای یکی رو نمیخوندم که تبلیغ سایت Twdfansir بود رو نمیدیدم و درخواست نویسندگی نمیدادم و اینا، الآن اینجا نبودم :-| خلاصش اینه نا امید نشو.

مژده: نمیشم، بالاخره یه روز تجربه میکنم

-نمیشی ولی تجربه میکنی؟ :-|

مژده: نا امید نمیشم منظورمه :-| :laugh:

-خب دیگه زیاد مزاحم نشم ساعت هم ۳:۱۲ نصف شب سخن پایانی با کاربرا اگه داری… به من چه :rotfl: شوخی کردم :-| سخنی اگه داری بگو

مژده: برای همه مخاطبای سایت آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم . امیدوارم با صبر و دقت بیشتری واکینگ دد و ببینیم و به نظرات همدیگه ام احترام بزاریم

-باش :-) خوشحال شدم، شب بر شما شیک باد

مژده: شب شما هم شیک باد :-) اودافظ :-|

-خدافظی :-|

امیدوارم خوشتون اومده باشه، نصف شبه، همیشه سلامت باشین و پولدارو نت نامحدود و سلامت، در پناه حق