دو سریال The Walking Dead  و fear The Walking Dead  ، با وجود فاصله زمانی و مکانی زیاد ، مشترکات زیادی با هم دارند. از جمله تشابه خصوصیات شخصیت ها ، ویژگی های دفاعی مشترک و مهم تر از همه برخی نمادهای مشترک.

در دو فصل اخیر TWD  و فصل جاری FTWD یکی از نمادهایی که گاه و بیگاه به چشم میخورد، مجسمه و نقاشی هایی از جغد است. اصلا جغد نماد چیست؟ سازندگان قصد دارند تا غیر مستقیم به ما چه بگویند؟ ایا تعمدی در استفاده از جغد در کار است؟

 

همه میدانیم که جغد موجودیست که در شب شکار میکند. چهره و صدایی به خصوص دارد و عملیات شکارش را در نهایت سکوت انجام میدهد. این موجود به خاطر حالت به خصوص چشم هایش و گردش ۱۳۵ درجه ای سرش و رفت و آمد بی سر وصدا وروح وارش، تا حدی ترسناک به نظر میرسد.

در باور بریتانیا، جغد به خاطر حضورش در شب و صدای وهم وارش، سمبل رازآلودی و آن جهانی بودن است و به خاطر همین آن جهانی بودنش میتواند پیشگویی کند و دیدار آن میتواند خوش یمن یا بدیمن باشد.

در گذشته ، در برخی مناطق جهان ، مردم بر این باور بوده اند که جغد میتوانسته با قدرتی که در چشمهایش دارد، درمانگری کند.

در باور مردمان یونان باستان، الهه‌ای به نام آتنا وجود داشته که همواره جغدی کوچک تصویر او را همراهی می‌کرده است. این الهه که ایزدبانوی تمدن، خرد، قدرت، فنون، مهارت و دادگری بوده، موجب شده است که جغد نیز به نشانه‌ی دانایی در یونان باستان تبدیل شود. در روم باستان، مینروا شکل دیگری از ایزدبانوی آتنا محسوب می‌شده که همان کارکردهای او را داشته است. او نگهبان مردم آتن بوده و آتنی‌ها پانتئون آکروپولیس را به نام او ساختند، پس باورهای یونانی در مورد جغد که به ایزدبانوی آتنا بازمی‌گشت در روم نیز پذیرفته شد. از سوی دیگر رومیان جغد را پرنده‌ای در ارتباط با مراسم تدفین می‌ شناختند و دیدن جغد را در روز، بد یمن می‌دانستند. در کتاب دوازدهم آنائید ویرژیل، پیش از آن که ترنس به سوی آخرین مبارزه‌اش برود، جغدی ظاهر می ‌شود که نشان از مرگ وی در این مبارزه دارد.

 

جغد در میان یهودیان قدیم نماد ویرانی و متروکیت بوده است و بر اساس عهد عتیق گوشت جغد حرام است. در میان اعراب پیش از اسلام چنان ‌که در دانشنامه جهان اسلام آمده است، جغد خرافات و افسانه‌هایی ویژه خود و در ارتباط با مرگ داشته است. آنان باور داشتند که وقتی کسی می‌ میرد روانش به صورت جغد بر بالای گور او شیون می‌کند (اشاره به صدای مویه ‌وار جغد) . در اسطوره‌های هندو، لکشمی، الهه ثروت، بر جغدی سوار است، بر این اساس می ‌توان گفت که جغد پرنده‌ای خوش یمن محسوب می‌شده است و اگر در کنار خانه‌ای مسکن می‌گرفته، نشان اقبال خوب بوده است، اما چنان که در دایرهًْ‌المعارف جهان اسلام آمده است، در اساطیر هند و ایرانی، جغد نماینده یمه (همان جم در ایران باستان و خدای مرگ در میان هندیان) بوده است.

در مصر باستان جغد راهنمای ارواح مردگان به جهان زندگان محسوب می ‌شده است، پس مصریان او را با پای شکسته نشان می ‌داده‌اند تا بدین ترتیب از بازگشت پرنده مرگ به زندگی جلوگیری کنند. در قاره آمریکا نیز عموماً جغد سمبل مرگ محسوب می‌ شده است. در قبایل آزتک خدای مرگ معمولاً به شکل جغد نمایش داده می ‌شد. اما مردم باستانی پرو جغد را پرستش می‌کردند و او را به تصویر می‌کشیدند.

در باور مردم فرانسه جغد گوش دار ،سمبل خرد بوده و جغد بدون گوش بد یمن محسوب می‌ شده است. مردم ولز در بریتانیای کنونی اسطوره‌ای در مورد جغد دارند که در این اسطوره جغد زنی جفاکار محسوب می‌شود که توسط همسرش به صورت جغد درآمده است و به عنوان مجازات و پادافره مورد نفرت دیگر پرندگان قرار گرفته است. در کشور فنلاند جغد مظهر دو ضد است هم خرد و دانایی و هم کندذهنی. در فرهنگ ژاپنی نیز جغد بسته به گونه‌اش از هر دو جنبه‌ مثبت و منفی دیده شده است.

اینها باور عمده مردم جهان است. اما ، بحث ما در مورد استفاده این نماد در دو سریال TWD و FTWD است.

تا جایی که ما به یاد داریم، اولین بار جغد در سریال TWD،  نه به عنوان نماد بلکه به عنوان غذای یک روز خانواده گرایمز دیده شد.  در قسمت اول فصل سوم ، وقتی که گرایمزها در یک خانه پناه میگیرند تا نفسی تازه کنند و دریل ، جغد را در طبقه بالای خانه پیدا میکند و آن را شکار میکند.

اکثر جمعیت آمریکا ، مسیحی متولد میشوند، بعد از آن یهودیت، بخش بزرگی از مذاهب موجود در آمریکا را تشکیل میدهد.

میشود بنا را بر این گذاشت که اکثر کاراکترهای داستان مسیحی و یهودی هستند یا دست کم بوده اند.  گرچه حکم مشخصی در خصوص حرام بودن گوشت جغد در مسیحیت وجود ندارد اما دین یهود ، آن را به طور قطع حرام میداند. گرچه با توجه به شرایط آن موقع گرایمزها، اینکه بخواهند احکام مذهبیشان را مقدم بشمارند، کمی دور از ذهن و غیرواقعی به نظر میرسید.

۰۵

گفتیم که در آمریکا ، جغد نماد مرگ محسوب میشود. خورده شدن جغد توسط کاراکترها میتواند نماد این باشد که آنها بر مرگ غلبه میکنند. دقیقا چنین اتفاقی به مرور درسریال افتاد. بعد از صرف غذایشان، آنها زندان را پیدا کردند و از آوارگی و مرگ تدریجی نجات پیدا کردند. گرچه مرگ لوری در اثر زایمان ، امری اجتناب ناپذیر بود، اما در کل، گروه توانست تا بر شرایط اسف ناکش غلبه کند.

 

دفعه بعدی که در سریال جغد دیدیم ، در فصل چهارم و در قسمت یازدهم بود. وقتی که کارل و میشون برای پیدا کردن غذا و لوازم به خانه های اطراف رفته بودند.

 

۰۶

چشهای باز جغدها و ناظر بودنشان در تجسس کارل و میشون ، به نوعی نشان دهنده خطر در پیش رو و مرگی نزدیک به آنها است. همزمان که میشون و کارل در حال پاکسازی خانه هستند آن طرف تر گروه مهاجمان جو، در خانه ای هستند که ریک در آنجا خوابیده است. باز هم مرگی که زیاد هم دور نبود رخ میدهد و ریک یکی از اعضای کمانداران را میکشد. چشمهای ناظر جغدها همچنان همراه ریک هست. نفرین جغدها که از آن خانه با کارل و میشون بوده، همچنان در راه و در نزدیکی ترمینوس همراهشان هست و آنجا هم اگر دریل سر نمیرسید ، کارل که آسیب پذیرترین عضوگروه بود ، مورد آزار قرار میگرفت و کشته میشد ، همینطور هم میشون و ریک.

اما این تنها موقعیت مرگ و زندگی نبود. به زودی آنها به ترمینوس میرسند و این چرخه مرگ همچنان ادامه دارد. هرجا جغدی دیده شده ، مرگ هایی هم رخ داده. شاید تعداد زیاد جغدهای این تابلو ، نشان دهنده مرگ ها و یا موقعیت های مرگ آور پشت سر هم و با تعداد زیاد است. مروری کنید بر آنچه که بعد از این خانه رخ داد : مواجهه با گروه کمانداران، فرارشان از دست آنها، قرار گرفتن در مسیر ترمینوس(تله اصلی)، رویارویی در جاده، تله ترمینوس، فرار از ترمینوس با آن اتفاق به آن عظمت، کلیسا، کشتن ترمینوسی ها، مرگ باب، اتفاقات آتلانتا و مرگ بث. تمام این اتفاقات_از حضور در این خانه تا مرگ بث_ در ۷ روز رخ میدهند.

 

میگذرد تا میرسیم به الکساندریا و حضور دوباره جغدها.

در الکساندریا ، اولین بار روی دست “جسی” تتوی جغد را میبینیم. نماد مرگ و بدشانسی روی دست زنی که درطول مدت زندگی زناشویی اش بارها از شوهرش کتک خورده و طبق داستانی که پسر جسی یعنی “سم” برای کارول تعریف میکند، یک بار هم از شدت ضربه ها بیهوش شده  و خونریزی کرده.به علاوه اینکه وقتی در حال خورده شدن توسط واکرها بود و دست کارل در دستش بود ، ریک مجبور به قطع همین دست با تتوی جغدش بود.

 

۰۷

بعد از آن روی ایوان خانه جسی، مجسمه جغدی دیدیم که خانواده روی آن کار میکردند و در تلاش بودند تا آن را کامل کنند. مجسمه ای که نشانگر مرگ بود ، سرانجام سرنوشتش در زمانی که کل محوطه الکساندریا سقوط کرده بود ، نامعلوم باقی ماند، اما میشود حدس زد که وقتی واکرها در ایوان خانه جسی جولان میدادند به نحوی مجسمه شکسته و از بین رفته. بعد از آن هم کسی نبوده که آن را بازسازی کند. چرا که تمامی ساکنین خانه، دیگر مرده بودند.

۰۸

آخرین بار هم در فصل ششم و در قسمت هشتم، در اتاق سم ، کار دستی را روی دیوار اتاق سم میبینیم که بی شباهت به جغد نیست.

۰۰

با توجه به چشم های کاردستی کاملا مشخص است که سم یک جغد درست کرده. جغدی که مستقیما به او نگاه میکند و جالب است بعد از پدرش ، او در روزی که الکساندریا تا مرز سقوط رفت ، اولین کسی بود که کشته شد.

جالب نیست؟ از تمام جمعیت الکساندریا، تنها خانواده ای که به طور کل از بین رفت ، خانواده ای بود که روی ایوان خانه اش یک جغد داشت.

 

اما این تمام ماجرا نیست. در سریال FearTWD هم به تازگی و در اپیزود ماقبل آخر نیم فصل اول ، ما در عبادتگاهی که اوفیلیا ، برای مادرش دعا میکرد ، یک جغد کنده کاری شده روی درخت، که به نوعی خادم یا متولی عبادتگاه بود.

جغدی که گرچه نیک متوجه آن شده بود ، اما طوری به نظر میرسید که انگار به اوفیلیا زل زده است. حالا دیگر میدانیم که سایه مرگ روی اوفیلیاست. حتی اگر پدرش هنوز زنده باشد، او به طور خاص تحت تاثیر نگاه مرگ است.او اولین کسی بود که یکی از اعضای خانواده اش را از دست داد. بعد هم که باعث مرگ آن سرباز جوان شد. حالا هم سرنوشت نامعلوم پدرش.

۱۱

فراموش نکنیم که این مورد در خانواده ای بود که اهل مکزیک بودند.  اما در پرو جغد به عنوان یک خدا پرستیده میشده و آن را به تصویر میکشیدند. با توجه به نزدیکی فرهنگ پرو و مکزیک و البته بُعد مسافت نسبتا کم این دو کشور ، بعید نیست که این فرهنگ وارد مکزیک شده باشد و یا دست کم خانواده ای که در این مزرعه زندگی میکنند ، تبارشان به پرو و به این باور میرسد.

 

۰۹

اگر نگاه جغد به اوفیلیا باشد، این طرز زل زدن به او در قسمت بعد از آن معنی پیدا میکند. یعنی اتفاقی که برای پدرش افتاد. دنیل چه زنده باشد و چه نباشد ، تحت تاثیر مستقیم مرگ است. او نه تنها از مرگ فرار نمیکند بلکه به دنبال آن میرود. سلیا، زنی هم که متصدی این خانه و به نوعی کارگذار خانه است، مطمئنا حالا دیگر مرده. وقتی که مدیسون او را در انباری که مرده ها را نگه میداشتند زندانی کرد. باز هم جغدی که قرار بود نگهبان خانه باشد، تمام اهالی خانه را به کشتن داد یا آنها را آواره کرد. خانه امن مکزیکی Fear هم با جغد نگهبانش در آتش سوخت و خانواده ماناوا را از هم پاشاند و آواره کرد.

 

در هر آیینی، جغد معنای خاصی دارد. برای عده ای نماد دانایی و خرد و برای عد ای نماد مرگ و بدبختیست.

برای یک دین دار یک معنی دارد و برای بی دین معنای دیگری.

در یک آیین معنایی شوم و در کیش دیگر ، معنایی خوشایند و مبارک.

اما در دنیایی که ما در آن کاوش میکنیم و با آن مدتیست که همسفریم ، این علامت ، جز مرگ و ویرانی ، معنای دیگری نداشته. حداقل نه تا حال حاضر.

شما چه نظری دارید؟ شما از آن دسته افرادی هستید که بر این باورید که این پرنده یادآور خرد است یا شما هم مثل خالقین آخرالزمان زامبی ها بر شوم بودن باور دارید؟