در قسمت گذشته ی فصل هفتم تا حدودی با گروه ناجی ها و مکانی که توش زندگی میکنن آشنا شدیم.اونا توی یه کارخانه ی قدیمی با قوانینی سخت زندگی می کنند.مواد غذایی برای کسایی که مقام مهمی در این جامعه ندارند زیاد نیست و همچنین زن های زیبا به عنوان همسر نگان انتخاب می شوند.

 

وقتی نگان داستان دوایت و همسرش شری رو تعریف کرد خیلی از چیزها مشخص شدند.اون گفت تقریبا میخواسته دوایت رو بکشه و همچنین دوایت قبلا مقامش در گروه ناجی ها به این مهمی نبوده.حالا که دوایت یک سرباز وفاداره و شری نیز با نگان ازدواج کرده دیگه هیچکدوم از اون ها مجبور نیستند مثل قبل زندگی کنن.

 

از اونجا که دیگه پول کارایی خودش رو از دست داده بسیاری از ناجی ها به سمت معامله ی کالا با کالا کشیده شده اند.نگان چیز زیادی به مردم خودش نمیده و در واقع هر کی هر کار خوبی برای نگان یا ناجی ها انجام بده اون موقع ست که تازه مقام بهتری پیدا میکنه و زندگیش توی گروه ناجی ها راحت تر از قبل میشه و اگه کاری که نگان دوست نداره رو کسی انجام بده ، اون آدم جایگاهش رو از دست میده.

 

تنها استثناعات این قضیه زن های نگان و رهبران او هستند.برای مثال دوایت جزو این دسته از ناجی ها قرار نمیگیره و میتونه هر اونچه که میخواد رو به دست بیاره.همونطور که برای شری هم اینطوریه.

 

این سیستم درسته که بی رحمانه به نظر میرسه ولی تا الان برای نگان جواب داده.قرارگاه نگان به شکل یک رزیم کمونیستی اداره میشه.