بازدید کنندگان محترم، این متن حاوی اسپویـــــــــــــــــــــــــــــــــل شدید اپیزود ۶۰۶ هستش، پس اگه هنوز این قسمت رو ندیدین، صفحه رو ترک کنین!

.

.

.

 

بدون مقدمه بپردازیم به این اپیزود، بَه بَه چه اپیزودی بود!

– ریک؛ دیگه لازم نیست بریم دنبال آدمای جدید، دریل؛ من باهات موافق نیستم! خب پیش از هر چیز، همون نکته ی همیشگی، “همیشه، حق با ریکِ!”.

آدمای ضعیف

اتفاقات این قسمت همونطور که اتفاقات اپیزود ۲ به مورگان و اتفاقات اپیزود ۳ به میشون نشون داد، برای دریل هم درس عبرت شد(یا حداقل امیدوارم شده باشه!) بله دریل اسیر همون هایی میشه که ریک در موردشون می گه؛ نباید واسه آوردنشون بیرون بریم.

دریل اسیر

انسان دوستی دریل

نکته؛ تا حالا چند تا واکر کُشتی؟ چند تا آدم کُشتی؟ … این پرسش و پاسخ دریل و شوهر احتمالیِ “شِر”، نشون داد که همیشه نباید این سوال و جواب رو ملاکی برای پناه دادن به آدمای خارج کرد، شما اینطور فکر نمی کنین؟!

چند تا واکر

– آبراهام زندگی کردن رو به صورت دیوونه وار، دوست داره! ما هم با دیدن ساشای متحول شده در فصل ۶، فکر همه چیز رو میکردیم الا اینکه تو این قسمت، روانشناسِ آبراهام بشه!

آبراهام-دیوونه بازی

آبراهام به این نتیجه می رسه که بعضی کارها بهتره نا تموم بمونن و بعضی کارها بدون برنامه ریزی قبلی، انجام بشن!!! اما واقعا که شرم آوره، رزیتای روی دیوار شهرک رو به یاد بیارین که چطور واسه آبراهام اشک میریزه در حالی که اون…(معنی این نقطه چین رو به قول خود آبراهام؛ فقط یه مرد می فهمه!)

مردا می فهمن

– ورود به جاده ۶۴۲ (۶/۴۲= ۶+۶ یا همون اپیزود ۶ از فصل ۶!). اتفاقات ناگهانی از در و دیوار میریزه، تیرانداز ها از پشت سر ظاهر میشن و بی دلیل شروع به تعقیب و شلیک می کنن.

۶۲۴

دریل زمین میوفته، اما مثه همیشه دوباره بلند میشه! خب دریلِ دیگه، به قول مرد خیانتکارمون- آبراهام! دریل کارش رو خوب بلده!

دریل ۲

اما چیزی که در آخر میفهمیم اینه که کمین مهاجما برای اون ۳ کله پوک بوده، هرچند بعید نیست در آینده برای گروه ما هم کمین کنن!

۳ کله پوک در یک نما

زیرکیِ ساشا برای آدرس دادن به دریل هم در نوع خودش خیلی جالبه!

آبراهام و ساشا

علائم ساشا۱

– معمای واکر های سوخته! اما نه ظاهرا معمایی در کار نیست و اون دست و پاچلفتی ها، یه کارای خفنی هم بلدن، حتی دریل هم از شنیدن کار اونا تعجب می کنه. البته که این ایده آتش افروزی و جذب واکر ها، قبلا توسط ریک و گلن هم انجام شده بود و ما رو شگفت زده نکرد.

واکر سوخته

– پاداش آبراهام!

پاداش آبراهام

شاید تحول آبراهام رو بشه از دل وصیت اون ژنرالِ واکر! فهمید؛ افتخار می کنم که تونستم چیزهای با ارزشی ارائه بدم، برای دنیا دعا می کنم که ادامه پیدا کنه، و شاد باشه- امضاء: یک گاز کشنده!

جمله تابلو

آبراهام و وصیت

– شیوه زندگی مهاجم ها مثل گرگ هاست، اما از اونجا که تمیز هستن و اسلحه و خودرو هم دارن، پس احتمال وابسته بودنشون به گرگ ها وجود نداره- ضمنا خبری از علامت “W” هم نیست. اما چیزی که اینجا نظر من رو حسابی به خودش جلب کرده، شباهت وضعیت آلکساندریا به خاورمیانه اس- کلی تهدید پشت دیوارهاش خوابیده! حالا اینکه اهالی آلکساندریا چطوری تا الان مورد هجوم قرار نگرفتن، واقعا عجیبه!!! اما نکته قابل توجه این مهاجم ها شاید، تقویت احتمال ورود گروه “منجی ها” و نگانِ خبیث به همین زودی هاست.

– اطلاعاتی که از مهاجم ها دستگیرمون میشه خیلی مبهمه! معلوم میشه که از اول بودن، و اون اوایل هم زندگی خوبی داشتن، اما کم کم همه چی تغییر می کنه و آدما برای حفظ امنیت و به قول “شِر” حفظ جونشون، شروع می کنن به کارای غیر انسانی کردن. اما اینکه کی و چی باعث این وضعیت می شه، جای سوال داره. مخصوصا وقتی میبینیم هنوز امکانات زندگی خوب رو دارن- دارو و وسایل پزشکی، سوخت، لباس تمیز، اسلحه و خودروهای سرِ پا و… اما شدت بی رحمی شون اونا رو از آدمای معمولی متمایز می کنه- دست رفیقشون رو می برن و اون رو از تبدیل شدن نجات میدن، اما به شرطی که ساعتش رو بردارن!

ساعت-مهاجم ها

– باز هم معمای حرف “A” و این نشونه که آلکساندریا دیگه آخر خطه…(البته که این فرضیه ی شخصی منه!)

AA

– و اما شاه بیتِ این قسمت، دقیقا در آخرین لحظات و سه دیالوگ آخر اتفاق می افته!!! دریل؛ ریک صدای من رو میشنوی؟ صدای مبهم؛ کمک…

کمک

بیاین ۳ تا احتمال رو بررسی کنیم:

۱- ریک درخواست کمک می کنه. چون این دیالوگ فردای اون شبیِ که خون از دیوارهای آلکساندریا سرازیر میشه، و از طرفی ما نمی دونیم توی اون نصفه روز در شهرک چه اتفاقی افتاده، پس ممکنه که واقعا ریک باشه که کمک بخواد، اما… چه وضعیت حادی ممکنه پیش اومده باشه که ریک که روز قبل رو کامل روی دیوارها منتظر گروهِ دریل بوده، وادار میکنه قبل اینکه بپرسه دریل کجایی؟ درخواست کمک کنه؟ از طرف دیگه بُعد مسافت دریل با شهرک-حداقل ۲۰ مایل، رو اگه در نظر بگیریم و اینکه بی سیم ها اونقدر بُرد ضعیفی دارن که حتی دریل در جنگل نتونست با آبراهام در شهر تماس بگیره،

دریل و بی سیم-جنگل

همینطور به اینم فکر کنیم که صدای مبهم اصلا با تُن صدا و لهجه ی ریک همخوانی نداره. این دلایل قطعا احتمال اینکه ریک پشت بی سیم باشه رو ضعیف می کنه.

شب

غروب روز دوم

۲- احتمال بعدی؛ صدای یک غریبه ی مهاجم – مثلا “وید” و یا صدای یک گرگ مطرح میشه که میخواد کار نا تموم خودش رو با گروه تموم کنه، اما سوال اینه که دریل نمی تونه صدایِ یه غریبه رو از آشنا تشخیص بده؟ پس این احتمال هم کمرنگه!

۳- و اما احتمال سوم… دلم می خواد این سومی رو شما بگین! اون کیه که شرایطش اونقدر وخیمه که به کمک فوری دریل نیاز داره؟ و به قدری هم به دریل نزدیک هست که واکی تاکی اش بتونه با دریل ارتباط برقرار کنه؟ شاید اون همون کسیه که AMC با لجبازیِ خاصی، هنوز نمی خواد اسمش رو در تیتراژ بیاره!!!

ساعت هرشل

 

امیدوارم مطلب رو دوس داشته باشین!

پیروز باشید.