درود.

دوستان خوبم به سیاه ترین و خشن ترین اپیزود فصل ۶ تا اینجا خوش اومدین! با اینکه اصلا تمایلی برای نوشتن نداشتم، صرفا برای شما هواداران گرامی و پیرو درخواست هیئت تحریریه سایت، اقدام به نگارش کردم. پیشاپیش بابت ایرادات نگارشی و شاید غلط های املایی که میبینید اظهار تاسف میکنم. همراه باشید مثل همیشه، امیدوارم لذت ببرید…

اخطار اسپویل!!!

.

.

.

۱- گروگان یا گرگ؟

promotwd13

همه چیز تاریک آغاز می شود، و اولین سوال در اولین سکانس به وجود می آید، چرا کارول که با یک اسنایپر، کمپ ترمینوس رو به هوا فرستاد، از فاصله ای کمتر از ۵ متر نمی تونه یکی رو هدشات کنه و با اختلاف زیاد بازوی اون رو هدف قرار میده! همه چیز مبهم آغاز می شود، گروگان گیر ها که حالا زخمی هستند دست به دامان معامله شده اند تا برای خود زمان و امنیت بخرند، با این امید که با پشتیبانی باز خواهند گشت و انتقام خواهند گرفت. اما نمی دونن که با کی طرف شدن؟ شما رو متوجه دیالوگی می کنم که “اندی” همون نماینده هیل تاپ که قرار بود “سر بریده شده” رو تحویل بده، وقتی ریک داشت با مشت چهره ی اون واکر رو شبیه گرگوری میکرد، بهش گفت؛ نیگان عوضیِ ولی به پای تو هم نمی رسه!!! گروگان گیر ها دو گرگ درنده رو همراه دارن، کارولی که مثل نیتروگلیسرینِ آماده ی انفجاره و مگی که به کسی تبدیل شده که اگه گلن بفهمه چه کارهایی انجام داده، منبعد اون رو راحت تر به دست تقدیر خواهد سپرد بدون این نگرانی که می تونه از پس خودش بر بیاد یا نه!!!

.

۲- نیگانی ها، همچنان پیچیده و خطرناک!

walkingdead6.13.4

شاید بزرگترین فُولی که گروگانگیر ها انجام دادن این بود که حرف های کارول رو جدی نگرفتن و البته گول بازی استادانه اون و مگی رو خوردن، اما در بقیه موارد، اینکه امکانات زیادی دارن و تکنیک ها و تاکتیک های جنگ رو خوب بلدن بسیار قابل توجهه! شاید آسیبی که گرایمز ها به کمپ نیگانی ها وارد کردن به نظر زیاد باشه، اما من اطمینان دارم آماد و تدارکات نیگانی ها بسیار گسترده تر و بیشتره!!!

.

۳- مگی و تقابل با سرنوشت لوری!

maggi

اصابت کارد به شکم مگی و خراشی که روی پیراهنش ایجاد شد، اصابتی که بسیار نزدیک به خط برش احتمالیِ سزارین اون بود! باعث شد مگی به فکر فرو بره و باعث شد تا دم مرگ بره و تنها با شلیک به موقع کارول به “شلی” دوباره به زندگی برگرده، اتفاقاتی که ضمیر ناخودآگاه مگی رو به فصل سوم سریال و ماجرای زایمان تراژیک لوری تله پورت کرد! شاید مگی در اون لحظه به ناگاه سرنوشت خودش رو سرنوشت لوری دید و همین باعث تعللش در حمله به گروگانگیر شد! و البته اون دیالوگ پایانی در آغوش گلن هم شاهدی بر همین ادعاست، گلن، من فقط دیگه نمی تونم…، من جای خالی رو با این جمله پر میکنم” مادر خوبی باشم!!!” چرا که یک مادر نمونه به اون راحتی آدم نمی کشه، و یا چندین نفر رو با بنزین به آتش نمی کشه و دود نمی کنه!!!

.

۴- کارول، نسخه مونث مورگان؟!

walkingdead6.13.3

کارول، ماشین جنگیِ ریک، کسی که به جرات می شه گفت به جز ریک، هیچ کَس در خشونت به گرد پای اون هم نمی رسه، حالا به جایی رسیده که از مگی درخواست می کنه؛ حالا که نجات پیدا کردیم، بیا بریم، اما مگی اصرار داره که نه نمی تونیم کارمون رو نصفه نیمه رها کنیم! خیلی عجیبه،‌خیلی خیلی عجیبه که کارول چطوری به اینجا رسیده؟ و برنامه اش برای آینده چیه؟ من می گم بعد از مرگ سم و قتل آلفا، حالا کارول فهمیده که اون کارول، کارول واقعی نیست، کارول واقعی شیرینی می پزه و مردمدار هستش، کارول واقعی عاشق میشه و آرومه، اون کارول، کارول “پلتیِر” و کارلُی که الان هست، کارول گرایمزه!!! این دو راهی و چالشِ ناشی از همون عذاب وجدانه که در تحلیل ۶۱۲ در موردش مفصل گفتم. راستش رو بخواید، دیدنِ صحنه فجیع مرگِ “پریمو” مردی که زخمی شده و تنها اشتباهش اینه که موتور دریل رو سوار بوده و جواب ریک رو سر بالا داده، کارول واقعی رو به ما نشون میده، کارولی که اونقدر از گرایمز بودنش متاسف شده که اونجوری تسبیح صلیب دار رو توی مشتش فشار میده تا دستش خونریزی کنه، این کارول اگر مگی رو در چنگ گروگانگیر ها نمی دید، قطعا و قصدا خودش رو به کشتن می داد تا شاید ذره ای از عذاب درونیش فرو نشونده بشه… حالا می تونم با اعتماد بگم، کارولی که ما در ۶۱۳ دیدیم مثل زاویه دوربینی که حالا ما رو با بُعد تازه ی سریال اشنا میکنه، کارول حقیقی و اوریجینال رو به رخ ما میکشه، کارولی که برای زندگیش التماس نمی کنه، بلکه چون سرنوشت گروگانگیر ها رو میدونه، و البته نگران شرایطه مگیِ، داره برای عاقبت این وضعیت، اشک می ریزه، حالا اما سوال اینجاست که کدوم کارول به درد ادامه ی ماجرا در این دنیای آخرالزمانی میخوره؟ دنیایی که در اون، حتی مرد خدا، گابریل هم یک گرایمز شده و دومین نفریه که بعد از گلن وارد خانه امن گروگانگیر ها میشه، این دنیا به کدوم کارول وفادار تر خواهد بود؟ آیا اگر در موقعیتی مشابه اونچه کارول و مورگان و دنیس و آلفا قرار داشتن، اینبار کارول و یک گروگان با ریک تنها باشه، و قرار باشه که کارولِ ۶۱۳ تصمیمی مشابه اونچه مورگان گرفت بگیره، باید منتظر چه واکنشی از طرف ریک باشه؟ به احتمال زیاد کلت پایتون و یک شلیک و بعد هم همه چیز تمام خواهد شد، شما اینطور فکر نمی کنید؟! در نهایت اینکه، کارول هر چه که هست، هنوز هم مورد توجه خدا قرار داره، و اون تسبیح که از گردن واکر بخت برگشته جدا میشه، اتفاقی به پای کارول گیر نمی کنه تا نهایتا باعث نجات هر دوشون بشه!!! نمی دونم بگم که امیدوارم یا نگم! اما فکر میکنم کارول می خواد همون “دونه قهوه” باشه که “پاولا” تعریف میکرد، همونی که می تونه اطرافیانش رو به رنگ خودش دربیاره!

.

۵- اتاق مرگ، یا اتاقِ “جیگسا”!!!

room in 613

اولین چزی که در زمان گرفتار شدن و محبوس شدن کارول و مگی در اتاق، در حالی که هر دو دست و پا بسته هستن، خصوصا وقتی جسم خون آلود همسر “پاولا” هم بینشون قرار داره، به ذهن می رسونه اینه که؛ وااای خدای من، این صحنه چقدر آشناست، این دکوپاژ دقیقا مثل صحنه ی اول در فیلم “اره یک” هستش. جالبتر میشه وقتی دقیقا مثل سری فیلم های “اره” در انتهای اپیزود ۶۱۳، ما در مقام بیننده، تمام تصورات خودمون از این قسمت رو زیر سوال می بینیم، یه جورایی اتفاقات این اپیزود رو به جرات نمی تونستیم حدس بزنیم و شاید کمی گیج هم باشیم چرا که توقع اِعمال این سطح از خشونت رو از کارکترهای دوست داشتنی مون نداشتیم! اینبار ما با قصه ای رو در رو هستیم که از زبانِ قربانیانِ گرایمز ها گفته میشه و اینبار شاید برای اولین بار، ما از ضمیر سوم شخص به جای اول شخص استفاده می کنیم و نمی گیم “هورا ما بردیم”، بلکه می گیم “خوشحالیم که اونا-گرایمز ها، موفق شدن”. این ینی اینکه حتی خشن ترین طرفداران گرایمز ها هم از اتفاقات و جنایات این اپیزود منزجر هستن، حالا چه حق رو به ریک بدیم یا ندیم!!!

.

۶- رابطه ی مستقیمِ سیگار و مرگ!

walkingdead6.13.1

هر چه بیشتر بِکشی، به کشته شدن نزدیک تر خواهی شد. ای کاش این جمله کارول رو گروگانگیر ها می فهمیدن، یا این جمله که خطاب به “پاولا” گفت؛ که تو اصلا دلت نمی خواد من روی اصولم وایستم، چون همه ما میدونیم که اصول کارول چه چیزهایی هستش!!! ای کاش وقتی کارول به “پاولا” گفت فرار کن، فرار می کرد… تمام این ای کاش ها رو میشد از چشمایِ ناراحت و معذبِ کارول وقتی توی بغل دریل بود فهمید. همون سیگار باعث کشته شدن نیروهای پشتیبانی ناجی ها شد، و همگی رو در اتش خودش و در اتاق مرگ، سوزوند! حالا اما کارول سیگاری ما، حتی در آغوش دریل محبوبش هم آرامش نداره و اظهار می کنه که حالش اصلا خوب نیست!!!

.

۷-نیگان در مقابل مردگان متحرک!

walkingdead6.13.5

“همه ما نیگان هستیم” خب که چی “مولس”؟ اگه اینطوره همه ما هم مردگان متحرک هستیم، لعنتی ها بچرخین تا بچرخیم!!! نه دوستان، قصه اصلا به این سادگی ها نیست، درسته که ما تا اینجای کار و در پارت دوم هنوز هیچ گرایمزی رو به لحاظ فیزیکی از دست ندادیم، اما واقعیت چیز دیگه ایه، در واقع ما تمام گرایمز ها رو یکجا از دست دادیم!!! بعد از اتفاقات کمپ ستِلایت-همون کمپ نگان، و سقوط و کشتار نیگانی ها یا بهتر بگم نیگان ها! حالا دیگه در واقع ما با ماشین های کشتار جمعی مواجهیم که باید از تصمیماتشون و اینکه به عواقبش توجهی ندارن حسابی ترسید، چرا؟ سوال من رو پاسخ بدید لطفا، اگر هر کدوم از کمپ های مجاور، یا ساکنین و نجات یافتگان احتمالی، در جریان خشونتی که در قبال نیگان ها اتفاق افتاد قرار بگیرن، چه تصوری رو در مورد گرایمز ها پیدا خواهند کرد؟ آیا تهدیدی بسیار خطرناک تر و وحشتناک تر از نیگان رو بیخ گوش خودشون احساس نمی کنن، من واقعا و از صمیم قلب امیدوارم که مردگان متحرک برنده ی نهایی باشن، اما همونطور که قبلا گفتم، نیگان ها از کنار گرایمز ها به راحتی عبور نخواهند کرد، جنگ بزرگی در راه است و خون های زیادی ریخته خواهد شد…

پیروز باشید.

.

Untitled-1

۲