سایت تصمیم گرفت برای کسایی که سریال در دسترسشون نیست و یه جورایی اتفاقات قسمت آخر رو فراموش کردن یه خلاصه ی متنی قرار بده که براشون یاد آوری شه…

مورگان:

مورگان تو ماشین از خواب بیدار میشه

در حال صرف صبحانه س که یکی با آرم W بر روی پیشانی اش و با یه اسلحه سر میرسه و وسایل مورگان رو ازش میخواد.

مورگان بهش هشدار میده که میتونه وسایلش رو برداره ولی نمیزاره که اونو با خودشون ببرن.

یهو یکی از پشت درخت ها بیرون میاد و مورگان با چوب دستی که داره حساب جفتشونو میرسه.اونا رو توی یه ماشین میزاره و بوق ماشین رو به صدا در میاره.

دریل و آرون:

بعد از تیتراژ دریل رو سوار بر موتور می بینیم که آرون هم پشت سرش با ماشین داره میاد.پیاده میشن و میرن توی جنگل

الکساندریا:

ریک که توسط میشون بیهوش شده بود به هوش میاد و میشون رو روی سر خودش میبینه.میشون میگه چیکار داری میکنی؟ما پیت رو تو خونه ی دیگه ای نگه داشتیم.همین لحظه گلن ، کارول و آبراهام میان

کارول به ریک میگه اسلحه رو از کجا آوردی؟از اسلحه خونه دزدیدی؟کارت احمقانه بود (به ریک فهموند که بقیه از کل جریان اسلحه ها خبر ندارن)

گلن میگه دیانا امشب قراره راجع به ریک همه رو جمع کنه و تصمیم گیری کنه

کارول میگه توی جلسه فقط میگی نگران آزار و اذیت های پیت به جسی بودی و اسلحه رو محض اطمینان برداشتی

ریک میگه اگه اوضاع خوب پیش نرفت تو جلسه سوت میزنم.کارول دیانا رو میگیره.منم اسپنسر.میشون رج رو بگیر.گلن و آبراهام هم پوشش بدن

مگی میاد دیانا رو از اخراج ریک منصرف کنه

دیانا میگه ریک اسلحه کشیده

مگی میگه ولی شلیک نکرده

شوهر دیانا میگه میشون جلوش رو گرفت که از افراد خودشونه

دیانا میگه کاری که لازمه رو انحام میدم

بیرون حصار های الکساندریا:

ساشا رو می بینیم که داره واکر ها رو داخل یه گودال میندازه.خودشم میره کنارشونو به آسمون خیره میشه

دریل و آرون:

آرون در مورد چگونگی جذب افراد داره با دریل صحبت میکنه و اینکه قبلا دو مرد و یک زن رو از الکساندریا بیرون کردن

الکساندریا:

کارول به دیدن ریک رفته و یه اسلحه دیگه بهش میده

کارول میگه جریان اسلحه ها رو به هیچکس نگفتم

دریل و آرون:

دارن یه مرد لباس قرمز رو دنبال میکنن

الکساندریا:

ریک از خونه بیرون میاد و داخل خیابون های الکساندریا قدم میزنه

نیکولاس دزدکی میاد و گلن رو که نشسته دید میزنه

مگی میاد پیش گلن و یه کم راجع به ریک و موضوع شب صحبت میکنن و بعدش از هم جدا میشن

گلن یه صدا رو میشنوه و میره ببینه چی شده

پدر گابریل تک و تنها از الکساندریا خارج میشه

ریک میره خونه خودشون و در مورد شب صحبت میکنن

دریل و آرون:

مرد لباس قرمز رو گم کردن.آرون پیشنهاد برگشت رو میده.چند تا زامبی رو از پشت حصار میکشن و وارد یه محوطه میشن

کانتینر های کنسرو رو می بینن و خوشحال میشن.دریل در یکی کانتینرها رو که باز میکنه در اون یکی ها هم باز میشه و کلی واکر ازشون بیرون میاد

هر جور شده خودشونو میرسونن تو یه ماشین و واکر ها ماشین رو محاصره میکنن

آرون یه یادداشت پیدا میکنه که روش نوشته:

“این یه تله ست.آدمای بدی دارن میان.اینجا نمونین”

الکساندریا:

پیت داخل خونه اییه که کارول با یه ظرف غذا میاد دیدنش

کارول با چاقو تهدیدش میکنه و بعدش با صحبت تحقیرش میکنه و غذا رو بهش میده و میره

گلن و نیکلاس:

گلن داره نیکلاس رو تو جنگل تعقیب میکنه که نیکلاس بهش تیر میزنه.میاد ببینه چی شده که گلن غیبش زده

الکساندریا:

جسی داره وضع خونه شو درست میکنه که ریک میاد باهاش صحبت کنه.پیت هم از دور داره نگاشون میکنه

دریل و آرون:

دریل و آرون آماده میشن که از ماشین خارج شن و حساب واکر ها رو برسن که همین لحظه مورگان میاد کمکشون و نجاتشون میده

آرون و مورگان اسماشونو به هم میگن

دریل میگه چرا اینکارو کردی؟

مورگان میگه چون جون آدما با ارزشه دریل

آرون پیشنهاد الکساندریا رو به مورگان میده ولی اون رد میکنه و نقشه شو به دریل میده که راهنماییش کنه

دریل جمله ی روی نقشه که آبراهام خطاب به ریک نوشته رو می بینه و…

پدر گابریل:

تو جنگل داره قدم میزنه که به یه واکر میرسه و اونو میکشه و شروع میکنه گریه کردن

الکساندریا:

آبراهام به دیدن تارا میاد ولی یوجین رو می بینه و پشیمون میشه

رزیتا میگه یوجین خوابه بیا تو

آبراهام میره کنار تخت تارا میشینه.رزیتا از قصد ظرفی رو زمین میندازه که یوجین رو از خواب بیدار کنه.بعدشم با هم آشتی میکنن

پدر گابریل بر میگرده ولی در ورودی الکساندریا رو خوب نمیبنده!!!

گلن و نیکلاس:

نیکلاس در حال یافتن گلنه که گلن خودشو نشون میده و با هم درگیر میشن.چند تا واکر از پشت میان میفتن رو گلن و…

الکساندریا:

میشون میاد و به ریک میگه وقت رفتنه

ریک هم کل قضیه اسلحه ها رو لو میده.ریک اسلحه رو به میشون میده ولی میشون اسلحه رو نمیگیره

ریک از خونه خارج میشه و در نیمه باز الکساندریا رو میبینه و تکه لباسی خونی و خون روی زمین…

در رو میبنده و میره دنبال سر نخ

پدر گابریل وارد کلیسا میشه و ساشا رو میبینه

ساشا ازش کمک میخواد ولی پدر گابریل رد میکنه

جلسه:

ریک دیر کرده و همه منتظرن.دیانا جلسه رو شروع میکنه

ریک همچنان دنبال واکر ها…

پدر گابریل و ساشا تو کلیسا درگیر میشن…

ریک یه واکر رو میبینه…

صحبت های میشون در مورد ریک…

ریک و چند تا واکر درگیر…

ساشا و پدر گابریل درگیر…

گلن در جنگل نیکلاس رو گیر میاره…

صحبت های کارول در مورد ریک…

دیالوگ معروف آبراهام در مورد اقیانوسی از ** و… :)

ریک واکر ها رو میکشه…

دو تا عضو گرگ مرد لباس قرمز رو میکشن و پیش بقیه واکر هاشون می فرستن…

صحبت های مگی در مورد ریک…

دیانا میگه پدر گابریل اومده دیدنش و گفته تازه وارد ها مورد اطمینان نیستن

جسی میگه گابربل اینجا نیست حرفتو تأیید کنه

گلن اسلحه رو روی پیشونی نیکلاس میزاره…

ساشا تفنگشو سمت گابریل میگیره…

ریک با یه واکر روی دوش میاد و به همه ثابت میکنه که انقدر ها هم امن نیستن

گلن ، نیکلاس رو می بخشه…

مگی جلوی ساشا رو میگیره که به گابریل تیر نزنه…

صحبت های ریک در مورد عدم امنیت الکساندریا…

پیت میاد و با یه قمه میخواد ریک رو بزنه ولی شوهر دیانا دخالت میکنه و گردن شوهر دیانا رو میزنه…

آبراهام فورا پیت رو قفل میکنه رو زمین…

دیانا به ریک میگه بکشش و اونم بدون معطلی به پیت شلیک میکنه…

همین لحظه مورگان و دریل و آرون سر میرسن…