گل ها در سریال واکینگ دد عنصر تاثیرگذاری محسوب می شوند و البته معنای مثبتی ندارند بلکه نشانه ای برای فریب،انحراف،مرگ و چیزهایی از این قبیل هستند.

بیایید نگاهی به هر فصل بیاندازیم و ببینم گل ها چگونه در واکینگ دد نقش بازی کرده اند.

 

 

فصل اول

 

زمانی که ریک هنوز در کما بود، شین بر سر بالین او گل آورد، گل ها از طرف همکارانش در ایستگاه پلیس فرستاده شده بودند. وقتی ریک بعدا از کما بیدار شد، ما همان گلدان گل را با گلبرگ های خشک شده می بینم. واضح است که تغییر گل ها شیوه ای برای نشان دادن گذشت زمان است. اما احتمالا گل های مرده مرگ دنیایی که ریک قبل از بستری شدن می شناخت را هم نشان می دهد.

 

http://cdn.fansided.com/wp-content/blogs.dir/318/files/2015/12/Episode-6-Shane-Rick-760ScottGarfield.jpg

 

حتی می شود معنای دیگری هم از گل های قسمت اول در بیمارستان دریافت کرد: شین کسی بود که گل ها را آورد، او صمیمی ترین دوست ریک است اما در ادامه می شود اولین دشمن ریک. پژمردن گل هایی که او آورده می تواند این معنا را داشته باشد که ارتباط او و ریک هم در طول زمانی که گذشته مثل گل ها مرده است.

 

 

فصل دوم

 

2017 03 14 00 53 47 caryl little do you know۱

 

در فصل دوم با رز چروکی آشنا می شویم. این گل حتی عنوان یک قسمت را به دست آورده است. دریل به کارول داستانی را که در آن گل ها از اشک مادران چروکی می رویند می گوید، او برای کارول احساس دلسوزی کرده و در زمان گم شدن سوفیا امیدوار بود. این گل ها در واقع شاید معرف وجود خود دریل هم هستند. وجه بزرگی از شخصیت دریل که شامل جوانمردی و… می شود از همین نقطه نمود بیشتری پیدا می کند.

اندکی بعد در فصل، دریل کارول را به مکان روییدن گل ها برده و به او اعتماد به نفس می دهد که آنها سوفیا را پیدا خواهند کرد. البته که می دانیم، داستان با سوفیای واکر شده که از انبار بیرون آمد به پایان رسید. و بعد کارول به محل روییدن گل ها رفت و آنها را با غم و اندوه از بین برد و از ریشه در آورد.

رز چروکی در این فصل نماد امید بود اما نتیجه ی این امید تلخ شد.

 

 

فصل سوم

 

در فصل سوم باغ گل گاونر یا فرماندار را داریم و گل هایی که در مرکز شهر وودبری هستند. گل های زیبا همراه لیموناد و یک وعده ی غذایی که برای آندریا(نه میشون) تشخیص دورویی فرماندار را سخت می کند.گل ها در اینجا می خواهند القا کنند همه چیز خیلی خوب، آرام و صلح آمیز است در حالی که نیست.

 

فصل چهارم

 

در فصل چهارم چندین صحنه ی گل داریم. کارل و میشون خانه ای را برای نیازهای ضروری جستجو می کنند، میشون نقاشی ای را از یک گل آفتاب گردان تحسین می کند. نقاشی بعدی ای که می بیند شوم است. آن نقاشی زنی است(با مدل موهای ترسناک شبیه مری ترمینوس) که با خون پوشیده شده است. یکی از چیزهایی که آفتابگردان و به دنبال آن زن خون آلود در نقاشی می خواهد نشان دهد، چیز وحشتناکی است که میشون در اتاق بعدی می یابد.

 

 

http://cdn.fansided.com/wp-content/blogs.dir/318/files/2015/12/Michonne-Sunflower.jpg

 

فصل چهارم ما را به داستان لیزی و “نگاه کردن به گل ها” می برد،اولین بار در زندان زمانی که کار پدر لیزی باید تمام می شد، دوباره زمانی که لیزی و میکا منتظر کارول و تایریس بودند که خانه ی بیشه ی گردو را پاکسازی کنند. و یکبار دیگر زمانی که کارول به لیزی شلیک کرد. در تمام موارد، گل ها به عنوان انحراف از چیزی دردناک به کار رفتند.

گفتیم انحراف، گل آفتاب گردان و زن خونی در نقاشی ها را به خاطر دارید؟ انگار اینها پیش آگاهی ای از ترمینوس که در ورودی اش گل آفتابگردان و بعد از آن مری دیده شد می داد. گل آفتابگردان بخشی از فریبکاری و تظاهر برای اینکه نشان دهند ترمینوس یک پناهگاه است بود. در واقع همانطور که در آن خانه گل و نقاشی زن اتفاقی دردناک را پشت خود داشتند، گل آفتابگردان و مری هم که اتفاقا شبیه زن در همان تصویر است چیزی وحشتناک در پشت خود داشتند. علاوه بر این مخدوش بودن یکی از چشم های نقاشی زن خون آلود ما را می تواند یاد فرماندار و ذاتش بیاندازد.

 

فصل پنجم

 

 

http://cdn.fansided.com/wp-content/blogs.dir/318/files/2015/12/Carol-Sweater.jpg

 

فصل پنج ما را به ژاکت یا پلیوور افسانه ای کارول می رساند، که طرحی از گل های زیبا دارد. یکبار دیگر، زمینه ای برای انحراف و دورویی با گل ها نشان داده می شود. کارول در حالی که در واقع همسایه هایش را در الکساندریا زیر نظر دارد، در زیر ژاکت گل دارش نقش زن خانه داری خوشحال را بازی می کند.

 

 

فصل ششم

 

در نیمه ی اول فصل ۶ گل های زیادی را در داستانهای نجات یافتگانمان می بینیم. ایستمن دکوری از گل های آفتابگردان در کلبه ی خود دارد، شاید این برگشتی به ترمینوس و رازهایش دارد. در حالی که ایستمن مردی متناسب و معقول از کار درمی آید، در نهایت رازهایی را که در مورد گذشته ی تلخش نگهداشته بود با مورگان در میان می گذارد.

 

رز چروکی باری دیگر در قسمت ۶ فصل ۶ بر پشت واکری که دریل بعد از فرار از دست دوییت او را کشت ظاهر شد. این برای ما معانی مختلفی دارد، یک اینکه این گل در حال امید دادن به مایی است که برای سرنوشت دریل در این قسمت از سریال نگران هستیم و نمی دانیم چه اتفاقی در انتظارش است. انگار گل می خواهد به مخاطبان بگوید قوی باشید و امیدوار. اما معنای دیگر رز چروکی با توجه به فصل دوم امیدی گذرا یا ناامید شده است. یعنی شاید نجات یافتن دریل از دست دوییت و همراهش یک نجات موقتی است و او دوباره شاید توسط همین افراد به خطر بیافتد و یا… . این گل با دریل شناخته شده و اینجا باز هم مخاطب گل را با او می بیند.

 

و در نهایت پخش آهنگ “Tip Toe Through the Tulips” (پاورچین رفتن از میان لاله ها) در حالی که واکرها به الکساندریا یورش آورده اند. شاید آهنگ سادگی و بی گناهی سم قبل از اینکه با چهره ی خونین و وحشتناک هیولاها رو به رو شود، نشان می دهد. اما معنای این ترانه خیلی بیشتر از این است. در این آهنگ به پاورچین راه رفتن و به نوعی در سکوت بودن تاکید می شود که با پایان اپیزود بی ارتباط نیست. همچنین این آهنگ از خانه بیرون رفتن را هم القا می کند که باز هم به اتفاق پایان اپیزود که ادامه اش را در نیم فصل دوم می بینیم اشاره دارد. گل های این آهنگ شاید نمادی از واکرها باشند و شاید منظور عبور بی صدا از میان واکرها است. در هر صورت هر چه هست با اتفاق شوم دیگری در ارتباط است.

 

 

فصل هفتم

 

در فصل هفتم نیز گل ها نقش خود را مثل همیشه ایفا می کنند. جالب ترین جایی که گل ها را می توانید در این فصل ببنیید کلبه ای است که کارول در آن ساکن است. کاناپه ای گل دار و چندین تابلو که نقش گل دارند این خانه را تبدیل به گلستان کرده اند! جایی که کارول برای دور ماندن و بی خبر ماندن از همه چیز خودش را پنهان کرده است اما خودش هم می داند این فقط یک فریب است که با گل ها پوشانده شده اند.  واضح ترین قسمتی که به خوبی گل ها را در این کلبه نمایان می شوند، قسمت هشتم این فصل و زمانی است که ریچارد برای گفتگو با کارول و مورگان به کلبه آمده است.

 

Untitledس 1

 

 

ماجرای گل ها در این خانه به همین جا ختم نمی شود. در قسمت دهم ریچارد می خواهد کلبه را تبدیل به مدفن کارول کند اما  موفق نمی شود. در نهایت در قسمت سیزده بن نوجوان از کارول یعنی کسی که با گل ها ارتباط زیادی در سریال داشته می خواهد همراهش برود اما کارول موافقت نمی کند،بن بخاطر نقشه ی ریچارد زخمی شده و برای درمان به گلستان کلبه پا گذاشته،آنجا می میمرد و اینجا معنای وجود گل ها در کلبه و ارتباط بن و کارول بیش از پیش آشکار می شود.

 

 

ddeqq

 

حالا کارول کلبه را ترک و آن را برای مورگان باقی می گذارد. آیا گل های این کلبه باز هم نقشی به خصوص در مورد همسایه ی جدیدشان ایفا خواهند کرد؟

 

 

 

 

گل ها از چه راه های دیگری به بیان داستان واکینگ دد کمک کرده اند؟ آیا صحنه های دیگری از نقش آفرینی گل ها در سریال را بخاطر می آورید؟

 

قطعا کار واکینگ دد با گل ها تمام نشده است، بنابراین ما هم به بررسی گل های سریال ادامه خواهیم داد.