درود بر همه شما همراهان همیشگیِ سایت بزرگ و پر طرفدار TWDFANS.net و شادباش سال نو به همه شما دوستان خوبم. خرسندم که در این سال جدید هم افتخار همراهی شما عزیزان رو دارم. اینکه این بار دیرتر خدمت رسیدم به این علته که در سفر هستم و اینجا، نت تعریفی نداره واسه همین نتونستم سر وقت مطلب رو حاضر کنم، از طرفی خود سریال رو هم با تاخیر دو روزه دیدم!!!  در هر صورت الان که هستم، و خوشحالم که دوست و همکار خوبم، مژده با قلم بسیار عالیش، پیش تر، حظ کافی رو برای شما عزیزان فراهم کرده!

پیشاپیش از همه دوستانی که تا الان ۶۱۴ رو ندیدن، درخواست می کنم که پایین تر نرن تا اسپویل نابودشون نکنه!!! امیدوارم مثل همیشه با من همراه باشید و لذت ببرید…

.

.

.

۱- تا سه نشه، بازی نشه!

۱

دو روز به یک منوال می گذره، در هر روز اتفاقات تکراری که غذا و امنیت یا همون تمرین بقا در متن اونها قرار داره، و همه چیز در روز سوم کلید می خوره، انگار دنیای دوستان ما قصد نداره به آرامش برسه، همه چیز با یه درخواست بچه گانه آغاز میشه، درخواستی که همه ما رو از همون ابتدا نگران عاقبتش می کنه، هرچند که رزیتا و دریل دو تکاور تنهای ما در کنار دنیس قرار داشته باشن، ولی تعبیر رزیتا از این گشت سه نفره به babysitter در انتها به همه ما اثبات میشه!!! در کنار اون گشت سه نفره، ما شاهد یه گشت دو نفره هم هستیم و خوشبختانه در این گشت هم یک تکاور هست تا در حساس ترین لحظات شاهد special services اون باشیم!!!

.

۲- بازیِ بازنده ها، غرور و افتخار برای ضعیف ترین ها!

TWD_614_GP_1026_0109-RT

گابریل حالا دیگه صرفا یه رهبر مذهبی بلا استفاده نیست و ایمان رو با شجاعت و اسلحه ترکیب کرده و به قدرت الهی رسیده، حالا دیگه توی کلیسا موعظه نمی کنه و در میدون هم به یه دست راست خوب بدل شده. از طرف دیگه فکر یوجین و ساخت گلوله هر چقدر هم عجیب یا به قول آبراهام خلاقانه باشه ما رو به اندازه دیالوگ های کمر شکنی که نثار آبراهام می کنه شگفت زده نمی کنه! بله یوجین حالا خودش رو در حد و اندازه هایی می دونه که بتونه از پس خودش بر بیاد، بماند که اسیر ناجیان یا شبه نظامی ها میشه اما شما هم مثل من خوب می دونید که با بهترین تصمیمی که از همون ذهن خلاق سرچشمه می گیره، جون همه رو نجات می ده. از اون طرف دنیس هم به اندازه ای بالغ شده که بتونه فکرش رو جمع کنه و یه انبار دارو رو به گروه ببخشه، همینطور دقایقی قبل از تراژدی که براش پیش اومد، یه سری کلمات امید بخش رو خصوصا به رزیتا ببخشه، کلماتی که شاید در جای مناسب باز هم به کارش بیان و اون رو از ادامه دادن لیست بلند و بالای آدمایی که تو زندگیش اومدن، بی نیاز کنه! حتی اسپنس هم حالا یه شاه ماهی رو توی تور داره، بماند که رزیتا برای جایگزین کردن آبراهام گزینه مناسبی رو پیدا نکرده و به قولی به لنگ کفش کهنه قناعت کرده اما باز هم این افتخار بزرگی برای اسپنسر هستش که حتی شده دقایقی رو در آغوش امن رزیتا بگذرونه!!!

.

۳- تاریخ تکرار می شود!

TWD_614_GP_1021_0287-RT

باز هم یک خط آهن و باز هم یک تراژدی دیگر به رنگ ترمینوس! منم جای دریل بودم دیگه هیچ خط آهنی رو دنبال نمی کردم. اما بعد از اتفاقاتی که توی داروخانه (عطاری) افتاد، شاید دریل تصمیم گرفت اصول خودش رو زیر پا بزاره و به پیشنهاد رزیتا گوش کنه و همین اشتباه هم تاوان سنگینی رو به همراه داشت. اشتباه نکنید منظورم مرگ دنیس تنها پزشک شهرک نبود! بلکه تاوانی به سنگینیه عذاب وجدان دریل رو می گم، باز هم تاریخ با یک مرگ تلخ برای دریل تکرار می شه، بعد از بث، دریل دوباره یه امانت رو از دست می ده، و درسته که حالا تمام فکرش رو انتقام از “دوایت” اشغال کرده، اما بفهمه و بخونه کارول برای چی رفت و یادش بیوفته اون دیالوگا که چند بار و با تاکید به کارول گفت اشتباه کرده و باید اونا رو میکشته، قطعا دچار یه عذاب مضاعف خواهد شد، حالا همه ی اینها رو اضافه کنین به حس برادرانه ای که حالا دریل می دونه دنیس نسبت بهش داشته. باید دید که در ۶۱۵ چه تصمیمی خواهد گرفت، آیا با گروه برای جستجوی ناجیان بیرون میره یا به تنهایی برای انتقام یا یافتن کارول!

حالا در در ادامه همین تراژدی، باید ببینیم “تارا” وقتی بفهمه که دنیس، برای به دست آوردن نوشابه ی محبوبش چه ریسکی کرد و در نهایت هم با همین توقف بی مورد وقت رو در اختیار ناجیان گذاشت و به مرگش منجر شد، چه حسی رو تجربه خواهد کرد…

.

۴- دریل، موتور و کمان، یک مثلث بی نظیر!

Untitled

خب خب خب، چشممون به جمال کراسبو روشن شد، هر چند که در این ۷ اپیزود فراغ، دریل کلی حرف برای گفتن داشت و نبود کمان، هیچ چیز از توانایی های اون رو کم نکرد، اما بالاخره دریلِ و کمانش! حالا دیگه پیکان های کمان، انتظار گلوی دوایت رو میکشن! دریل حالا دیگه تمام قد پا به پا می کنه تا بیرون بره و دوایت رو پیدا کنه و کار نا تمومش رو تموم کنه! باید ببینیم برخورد ریک با وقایعِ ۶۱۴ چه خواهد بود، و باید دید کاروانی که برای تبادل سلاح و دارو روانه ی هیل تاپ هستن، می تونن به سلامت از راهزن ها به اونجا برسن یا نه! اونچه مسَلمه اینه که دوایت مثل همون عروسک سربازی که برای ضمانت به دریل بخشید و صورتش رنگ نخورده بود، حالا با نگان وارد معامله شده و شاید در قبال همسرش و سوختن صورتش، آزادیش رو از نگان پس گرفته تا به جستجوی الکساندریا بره و سرِ ریک رو برای نگان بیاره. ایهامی که اون عروسکِ سرباز داره میتونه حتی فراتر از اینها باشه، اما مهم تاثیریه که توی ذهن دریل از این معامله داشت. من که بی صبرانه انتظار می کشم تا از این تقابل سر در بیارم. حالا دیگه دریل به جای اون عروسک، یه ضمانت دیگه توی دستاش داره و اونم جاسوییچیِ دنیس هستش، اون ضمانتی برای قتل دوایت خواهد بود!!!

.

۵- تبعید خودخواسته!

Untitled

در دقایق ابتدایی این اپیزود بر خلاف جریان رایج، کلید اصلی ماجرا همچون ۶۱۳ در دستان کارول باقی میمونه و دیالوگ های بین اون و دریل دیگه به ما اثبات می کنه که “کارول گرایمز” رو باید تموم شده بدونیم و به “کارول پلتیر” سلام بدیم. کارول ما رو ترک کرد، اونم دقیقا زمانی که حتی فکرشم نمی کردیم، دقیقا زمانی که برای بار چندم دید که ناجیان چه کسانی هستن، اونم با این دلیل که دیگه نمی خواد آدم بکشه، بله آدم کشی دیگه اختیاری نیست و حالا دیگه باید برای عزیزانش آدم بکشه، حالا دیگه کارول می دونه که دریل هم اصولش رو تغییر داده و به کسی رحم نخواهد کرد، کارول گروه رو ترک می کنه با این امید که دیگه بر نگرده و اینبار در یک موقعیت که اختیارش کاملا دست خودش باشه، مرگ رو به آدم کشی ترجیح بده! کارول با اختیار تموم و تصمیم شخصی خودش، خواست که دیگه نمونه، نمونه تا دیگه مجبور به کُشتن نباشه. دوستان باید با صدای بلند اعلام کنم که مورگانِ لعنتی در نهایت تونست کارول رو تغییر بده! و حالا هم امیدوارم اونچه فکر می کنم تعبیر بشه و به همراه حل شدن معمای آخرین پوستر پارت دوم فصل شش، مورگان برای یافتنِ کارول بیرون بره! اونچه من فکر می کنم اینه که مورگان بیرون خواهد رفت و کارول رو پیدا خواهد کرد، تصور من اینه که مشاهده ی مرگ مورگان آخرین مرحله از دگردیسیِ کارول باشه. حالا دیگه می فهمیم که چرا مورگان بر خلاف تمام سریال تا الان، در پوستر فصل شش، جلوتر از همه حتی ریک قرار داشت، قطعا تاثیر مورگان در این فصل بسیار چشمگیر هستش، تاثیری که میراث اون هم قراره در ادامه ی روند سریال، داشته باشه. حالا سوال اینجاست که قراره زندان مورگان محبس نگان باشه؟ خدا کنه هر چی میشه این نشه که ریک تصمیم بگیره با زندانی کردن نگان، کاری که “ایستمن” در حق مورگان کرد رو در حق نگان انجام بده، چون من هنوز هم معتقدم که زندگی هر کَسی، ارزشمند نیست!

.

برای حسن ختام، لینک ترانه ی Chapel از Nicole Dollanganger که روی سکانس مرگ “دنیس” قرار داشت رو هم براتون می زارم، بشنوید و لذت ببرید، از دوست و همکار خوبم خانم پوم هم بابت همکاری در پیدا کردن لینک اورجینالِ این ترانه، تشکر می کنم.

پیروز باشید.

Untitled-1

۲