این پست دارای اسپویل های کامل قسمت هشتم فصل ۶ می باشد در صورت عدم علاقه به دانستن این مطالب از خواندن دست بکشید.

 

 

مشخص شده است آنچه که در روزهای پبشین در مورد واقعه ای بین کارل و ران رخ می دهد مطرح شد مربوط به قسمت نهم سریال است نه پایان نیم فصل. بعد از اینکه دیوار فروریخته و زامبی ها داخل الکساندریا می شوند افراد می بینند که نمی توانند با این تعداد زامبی رویارویی کنند به همین دلیل هر کدام جایی پناه می گیرند و به این ترتیب به گروه های کوچک تر تقسیم می شوند. آنچه که برای هر گروه اتفاق می افتد را در ادامه می خوانید.

 

 

رزیتا، تارا و یوجین، این سه نفر در یک گاراژ پناه می گیرند، می فهمیم که یوجین پیام “کمک” را از طریق بیسیم به دریل فرستاده است. روحیه ی آنها ضعیف است تا زمانی که تارا به آنها یادآوری می کند که “هنوز چیزی را از دست نداده اند”.

 

مگی گیرین: همانطور که در تریلر دیدیم او از پله های برج نگهبانی بالا می رود اما به این وضع در می آید!

 

 

http://cdn.fansided.com/wp-content/blogs.dir/318/files/2015/11/The-Walkig-Dead-608-Maggie-Greene-ladder.jpg

 

 

آنجا خیلی محکم نیست اما مگی چاره ای ندارد. متاسفانه گلن خارج از دیوارهاست و نمی تواند به مگی کمک کند. امیدواریم این دو باز هم همدیگر را ببینند.

 

گلن و انید: این دو به طراحی نقشه ای برای بازگشت به الکساندریا ادامه می دهند. ما در اینجا همانطور که در تریلرهای این قسمت هم دیده ایم می فهمیم که گلن می داند مگی باردار است.

 

پدر گابریل: بخاطر دارید که او در کلیسای خودش درها را به روی مردم بسته بود و هیچ کمکی نکرده بود؟ در این قسمت در یک موقعیت مشابه قرار گرفته اما  اینبار او درهای کلیسا را باز می گذارد و حتی برای کمک به مردم دستانش به خون آلوده می شود.

 

 

 

مورگان،دنیس و کارول: آنها در خانه ی مورگان پناه گرفته اند. دنیس از رسیدگی به عضو گرگ ها می ترسد. کارول می خواهد او را بکشد اما مورگان این را نمی خواهد. آنها با هم مبارزه می کنند و مورگان به کارول ضربه می زند. گرگ اسیر خود را آزاد کرده، سپس به مورگان ضربه زده در خانه باز شده که نشان داده می شود یوجین تارا و رزیتا تمام مدت در جایی شبیه به آن بوده اند. گرگ با گرفتن دنیس فرار کرده و خانه را ترک می کند.

 

ریک،میشون،جودث،کارل،دیانا،جسی،ران و سم: این گروه تصمیم می گیرند در خانه ی جسی بمانند. اما وقتی در حال رفتن به خانه هستند یک واکر دیانا را گاز می گیرد. او با اشک از ریک و میشون خداحافظی می کند. اتفاقی که می افتند تنش بین کارل و ران است. گروه تصمیم می گیرد که خودش را با دل و روده ی واکرها بپوشانند. دیانا را با یک اسلحه ترک می کنند بنابراین او می تواند کار خودش را تمام کند. به جایش، او از از تیرها برای کشتن واکرهایی که به سمتش می آیند استفاده می کند. سم در ایوان وحشت زده است و به طور مدام می گوید “مامان”. اپیزود با صحنه ای که دنیس و گرگ خارج از دیوارها ایستاده اند تمام می شود.

 

 

پایان اپیزود! اما صبر کنید. بعد از اتمام این قسمت صحنه ای را می بینیم:

 

دریل ساشا و آبراهام: این گروه در راه بازگشت  هستند اما یک گروه از افرادی را که در وسط جاده سوار موتورند می یابند. رهبر آن گروه به آنها می گوید که از ون خارج شوند. او به آنها می گوید که هر چیزی که در ون است حالا برای آنهاست. ” در حال حاضر همه چیز متعلق به نگان است؟!!” در اسپویل آمده که آخرین کلمه ای شنیده می شود “نگان” است.