چه اتفاقی برای گروه در اوشن ساید می افتد؟

 

ریک و گروه از مقداری مواد منفجره استفاده می کنند. آنها سعی می کنند همه را به جز ناتانیا و سیندی در اوشن ساید محاصره کنند. تارا در خانه شان توسط اسلحه با آنها رو به رو می شود. ریک می گوید آنها برای گرفتن اسلحه های اوشن ساید برای مبارزه با ناجیان آمده اند اما از آنها می خواهد برای جنگ به او بپیوندند. آنها قطعا قصد آسیب زدن ندارند. در آخر به نظر می رسد بیشترشان قصد دارند به ریک بپیوندند اما ناتانیا مخالفت می کند. از آنجا که او رهبر است آنها کوتاه آمده و اسلحه هایشان را به ریک می دهند.

 

گفتگوی بین ناتانیا و ریک چگونه پیش می رود؟

 

این گفتگو پیش نمی رود. ناتانیا در نهایت تصمیم می گیرد بر تارا غلبه کرده و سرش را نشانه رود. ریک به ناتانیا می گوید اگر تارا را بکشد خودش هم می میرد اما او توجهی نکرده و می گوید ترجیح می دهد بمیرد تا اینکه مردمش را برای جنگی بفرستد که می داند پیروز نمی شوند.

 

تارا و سیدنی با هم گفتگو می کنند؟ آیا سیدنی احساس می کند به او خیانت شده است؟

 

در ابتدا بله اما در پایان اپیزود او را می بخشد. همچنین او متشکر است که تارا برای اتحاد بین دو جامعه و جنگ با ناجیان تلاش کرده است.

 

در اسنیک پیک می بینیم که گرگوری به چاقویش و مگی نگاه می کند. آیا او به مگی حمله می کند؟

 

بله. کمی نفرت انگیزه! مگی از گرگوری می خواهد مراقب واکرها باشد وقتی که او در حال کاشت سبزیجات است. اما او می خواهد مگی را آنجا بکشد. مدتی بعد یک واکر به او حمله کرده و واضح است که او از عهده ی کشتنش بر نمی آید و مثل یک دختر بچه مگی را صدا زده و مگی نیز او را نجات می دهد.

 

وقتی که ساشا به جامعه ی نگان حمله می کند چه اتفاقی می افتد؟

 

او در یک سلول زندانی شده است اما وضعیتش مانند دریل نیست و هنوز لباس های خود را به تن دارد. همچنین ملافه و غذای خوب نیز در اختیارش است و از ایزی استریت هم خبری نیست. وقتی نگان ظاهر می شود به ساشا پیشنهاد می دهد بخاطر دیوانگیش یکی از معاونان ارشدش شود.

 

وقتی ساشا زندانی می شود، کسی از ناجیان سعی می کند به او حمله کند؟ چگونه؟

 

بله. دیوید به سلول ساشا آمده و می خواهد به او تجاوز کند اما نگان از راه رسیده و با چاقو گلوی دیوید بریده می شود.

 

 

احساس یوجین از اینکه ساشا زندانی شده چیست؟

 

او کمی پریشان است اما ساشا را تشویق می کند که به نگان بپیوندند.

 

ساشا چه درخواستی از یوجین دارد چرا؟

 

ساشا از یوجین می خواهد به او چیزی دهد تا ماجرا را تمام کند. او به خوبی می داند نگان قصد دارد از او برای آسیب زدن به دوستانش استفاده کند و نمی تواند با چنین چیزی زندگی کند. ساشا برای کشتن نگان نقشه دارد اما یوجین تصور می کند او می خواهد خودش را بکشد.

 

اپیزود چگونه تمام می شود؟

 

در آخر ریک و گروه از اوشن ساید برگشته و با استقبال رزیتا در دروازه  رو به رو می شوند. او می گوید آنها مهمان دارند و ریک را به سمت دوییت راهنمایی می کند. دریل می خواهد به دوییت حمله کند اما رزیتا متوقفش کرده و می گوید او واقعا می خواهد کمک کند. سپس ریک می پرسد این درست است؟ و دوییت می گوید بله. ریک اسلحه اش را کشیده و به دوییت می گوید زانو بزند و تصویر سیاه می شود.

 

اسپویل های بیشتر:

 

نگان می شنود ریک نقشه ای دارد و به همین دلیل او آماده ی رفتن به الکساندریا می شود.

 

اسپویلهای از وضعیت ساشا در پناهگاه نگان

 

وضعیت ساشا در پناهگاه کاملا شبیه وضعیت هالی نیست اما اشتراکاتی دارد.

 

نگان با ساشا صحبت کرده و به او یک چاقو با چهار انتخاب می دهد:

 

 

۱. می تواند نگان را با آن چاقو بکشد،۲ می تواند مچ دست خود را با چاقو بشکافد ۳ می تواند هیچ کاری نکند و منتظر شود ناجی کشته شده تبدیل شده و صورتش را بخورد. ۴ می تواند چاقو را برداشته و قبل از تبدیل شدن کار دیوید را تمام کرده و سپس به ناجیان بپیوندد.

 

بعد یوجین را می بینیم که به ملاقات ساشا در سلولش می رود و او از یوجین می پرسد که ناجیان با او چه کرده اند؟ یوجین می گوید که از او مراقبت کرده اند. او می گوید از پیشنهاد نگان بسیار ترسیده بوده و به بزدلی اش اذعان می کند. او سعی می کند ساشا را متقاعد کند مثل او عمل نماید اما ساشا به او می گوید (برو).

 

بعد از صحنه هایی در اوشن ساید

 

نگان بر میگردد تا با ساشا صحبت کند و به نظر می رسد او پیشنهاد نگان را پذیرفته است.

 

نگان می داند ریک و بقیه چیزهایی در سر دارند و به همین خاطر به ساشا برای جنگ با ریک احتیاج دارد.

 

یوجین دوباره نزد ساشا آمده و می گوید انتخاب خوبی کرده است اما ساشا دوباره نظرش را تغییر داده و  می گوید من اشتباه کردم،نمی توانم و نمی خواهم.

 

 

ساشا از یوجین می خواهد چاقو،اسلحه یا تیغ به او دهد. او فکر می کند حتما باید بمیرد تا نگان از او برای صدمه زدن به گروه و ریک استفاده نکند و باید از فرصتی که در اختیارش است استفاده نماید.

 

 

یوجین می پذیرد و ساشا تشکر می کند. او در نهایت برای برآوردن خواسته ی ساشا برمیگردد. او به جای هر اسلحه ی دیگری قرص های دستساز سمی اش را برای ساشا می آورد. (او نمی داند در سر ساشا چیست و فقط می خواهد وسیله ای برای خودکشی به او دهد و به این ترتیب حماقت می کند.)