چه اتفاقی در مدرسه ای که میشون و ریک در آن هستند می افتد.

 

در آنجا اتفاق بدی افتاده است. تعدادی سرباز و غیر نظامی در آنجا هستند و سربازان هنوز اسلحه هایشان را به همراه دارند. این موضوع برای ریک خبر خوبی است. ریک و میشون برای تسلط بیشتر به پشت بام می روند و بعد صدای خنده ی آنها می آید. در بغل مدرسه یک انبار از غذای نظامیان وجود دارد.

 

ریک تماس نزدیکی با مرگ دارد؟چگونه؟

 

بله. او بالای یک دکل می رود تا دید بهتری داشته باشد اما سقوط می کند. میشون برای کمک می آید و می بیند یک واکر در حال خوردن چیزی است که گمان می کند ریک است. میشون یخ کرده و وقتی به نظر می رسد میشون هم در حال مردن است. ریک پیدا شده و او را نجات می دهد.

 

تارا به ریک در مورد اوشن ساید می گوید؟

 

به طور مستقیم نخواهیم شنید اما در پایان اپیزود تارا به ریک می گوید که چیزی برای گفتن به او دارد. فرض بر این است که در ارتباط با اوشن ساید صحبت می کند و ادامه ی ماجرا را در قسمت ۱۵ می بینیم.

 

برای رزیتا چه اتفاقی می افتد؟ او به هیل تاپ می رود؟

 

باز هم مثل همیشه. او عصبانی،بی طاقت و ناامید است. دوباره با تارا جر و بحث می کند. در نهایت به هیل تاپ می رود. او حتی برای ساشا یک اسلحه تک تیرانداز می برد.

 

چرا به جانک یارد برمی گردند؟ در آنجا چه رخ می دهد؟

 

برای بردن اسلحه هایی که ریک و میشون در مدرسه یافته اند. جیدس می گوید که تعداد اسلحه ها کافی نیست.

 

اپیزود چطور تمام می شود؟

 

اپیزود با این صحنه که رزیتا و ساشا پیمان می بندند نگان را بکشند پایان می یابد.

 

نکات دیگر

 

تارا لحظاتی را با جودث بر سر اینکه ماجرای اوشن ساید را به ریک بگوید یا نه حرف می زند.

 

ریک برای میشون چگونگی آشنایی اش با گلن و اینکه چطور او را نجات داد را می گوید و میشون گریه می کند.