بالاخره درخواهیم یافت که هرشل کوچک بعد از تمام استرس هایی که مادرش مگی مجبور به تحمل شد سالم است.

 

یک نفر از مزار آبراهام و گلن بازدید می کند.

 

کارل اینکه چه احساسی داشته و در طول مدتی که نگان با لوسیل ضربه می زد چه می کرده را بازگو می کند.

 

ناجیان به هیل تاپ می آیند و نگان جدید خودش را معرفی می کند.

 

در صورت یک نفر مشت می خورد.

 

یک شخصیت اسم مگی را به درستی به یاد نمی آورد.

 

در سراسر قسمت عباراتی مانند”management by example” و “possible deniability” استفاده خواهد شد.

 

یک کاراکتر نقشه دارد نگان را پیدا کند و یکی دیگر(احتمالا ساشا) مصمم است او را بکشد.

 

کارل و ایند چیزی غیر منتظره می یابند و یک صحنه ی تعجب آور در واکینگ دد رخ می دهد.

 

یک نفر اشاره می کند باردار شدن مگی اشتباه است.

 

عیسی برمی گردد.

 

یک نفر از آرامگاه چیزی می دزد.

 

در آخر اپیزود یک  سورپرایز رخ می دهد.