شخصیت استرند از ابتدای حضورش در فصل اول بسیار سوال برانگیز بود و این ویژگی او در فصل دوم برای دیگر شخصیت های سریال و البته مخاطبان پر رنگ تر شده است. چرا استرند حاضر به ایستادن و کمک کردن به دیگران نیست؟ چرا او قبل از شروع ماجرا ابیگل را آماده کرده بوده است؟ آیا او از چیزی اطلاع داشته که دیگران بی خبرند؟ آیا استرند برای چیز دیگری قصد فرار داشته است؟ چرا او بی وقفه و بدون استراحت سعی دارد خودش کنترل ابیگل را در دست داشته باشد؟ مثلا ممکن است تمام آنچه فکر می کنیم مال اوست به اضافه ی ابیگل را از کسی دزدیده باشد و عمده ترین علت پرهیز از کمک به دیگران از طرف او به خاطر این است که می داند فردی که از او دزدی کرده به دنبالش است.

 

آیا ابیگل واقعا متعلق به استرند است؟ ممکن است افرادی که آن بلا را سر قایق نزدیک ابیگل آورده بودند همان هایی باشند که استرند علاقه ای به دیدنشان ندارد.  شاید این مسائل وجود نداشته باشد اما هر چه هست استرند نگرانی هایی دارد که تا به اینجای ماجرا در رفتار و واکنش هایش به خوبی قابل مشاهده بوده است. اینکه او فقط نگران خطرات احتمالی باشد چندان قابل قبول به نظر نمی رسد چرا که هر کدام از شخصیت ها چنین نگرانی ای دارند اما هیچ کدام واکنش و رفتار استرند را بروز نمی دهند. تصور کنید کسانی از همین ابتدا دنبال شخصیت های فیر د واکینگ دد باشند، آن وقت آنها دردسر بزرگی را مقابل خود دارند که می تواند خیلی خطرناک باشد. آنها ممکن است ابیگل و حتی بیشتر از آن جانشان را از دست دهند. شاید هم کسانی که از ثروت و امکانات استرند مطلع بوده اند به دنبال او باشند.

 

از طرف دیگر استرند می تواند شخصیتی باشد که از موضوعی که دیگران علاقه مند به دانستش هستند مطلع است. شاید او بداند که بیماری چطور شروع شده و به این خاطر آماده ی رفتن شده بوده است. شاید او دستی در ماجرای شیوع بیماری دارد. هر چند عوامل سریال از پرداختن به چرایی این ماجرا چندان خوششان نمی آید!

 

اما مدیسون و به خصوص دنیل نیز رفتارهای استرند را عادی تلقی نمی کنند و به دنبال علت حقیقی اش هستند. در هر صورت نمی دانیم راز استرند دقیقا چه چیزی می تواند باشد اما قطعا هر آنچه که ما در مورد استرند نمی دانیم می تواند در آینده برای شخصیت ها خطرساز شود و شاید باید گفت همین الانش هم شده است.